طلا و سایه واقعیتهای تلخ اقتصادی
آنچه در این افتتاحیه دیده شد، بیشتر «نمایش توان سرمایهگذاری» بود تا پاسخ به پرسشهای بنیادین: سهم مردم بومی چیست؟ سهم کارگران چیست؟ آیا امنیت شغلی واقعی تضمین شده است؟ آیا در کنار وعده تولید و رشد، از حقوق کارگران، بیمه واقعی، ایمنی محیط کار و دستمزد عادلانه سخن گفته شد؟ یا همچون بسیاری از پروژههای مشابه، باز هم «انسان» در حاشیه اقتصاد قرار گرفت؟
در حالی که دولت از صرفهجویی و مدیریت مصرف سخن میگوید، مردم همزمان با بحران گرانی بنزین، فشار طاقتفرسای معیشتی و کاهش قدرت خرید روبهرو هستند. پرسش این است: این طلا قرار است زندگی چه کسی را روشنتر کند؟ سفره مردم یا فقط vitrīnهای تبلیغاتی؟
قانون اساسی و مسئولیتهای فراموششده
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در چندین اصل بر کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و رفاه عمومی تأکید کرده است. اصل ۳ به صراحت دولت را مکلف به ایجاد عدالت اقتصادی و رفع تبعیض میکند. اصل ۲۸ بر حق اشتغال عادلانه تأکید دارد. اصل ۲۹، حق تأمین اجتماعی را حقی همگانی میداند. اصل ۴۳ بر تأمین نیازهای اساسی مردم و جلوگیری از سلطه اقتصادی تاکید میکند.
اما واقعیت امروز جامعه ایران چیست؟ کارگران بسیاری بدون قرارداد مطمئن، بدون امنیت شغلی، بدون دستمزد کافی و گاه حتی بدون حق اعتراض، در وضعیت تهدید دائمی زندگی میکنند. پروژههای بزرگ در حالی افتتاح میشوند که صدای کارگران معترض، معلمان، بازنشستگان و حتی بازداشتهای ناشی از مطالبهگری، بهجای شنیده شدن، سرکوب میشود. اینجا دقیقاً همانجایی است که فاصله بین «قانون نوشتهشده» و «زندگی واقعی مردم» به شکل دردی عمیق ظاهر میشود.
طلایی که باید انسانی باشد
توسعه واقعی زمانی معنا دارد که کرامت انسانی حفظ شود، حقوق مردم نقض نشود و شهروندان احساس امنیت، احترام و امید داشته باشند. افتتاح یک واحد طلا اگر با شفافیت، عدالت، رعایت حقوق کارگران، احترام به حقوق بشر و پاسخگویی به جامعه همراه نباشد، فقط یک براقیت ظاهری است؛ همچون طلایی که اگرچه میدرخشد، اما گرمایی برای دستهای سرد و خسته مردم ندارد.
#مهساامینی #vvmiran @baschariyat #MahsaAmini