حادثه اخیر نشان میدهد که در جامعهای که حقوق انسانی به حاشیه رانده شده، حتی زیرساختهای عمومی نیز تصویر روشنی از بیتوجهی به «حق زندگی ایمن» ارائه میدهند. ورود یک فرد به حریم ریلی تنها «قصور شخصی» نیست؛ پرسش بزرگتر این است: چرا حریمهای ایمنی در کشور بهگونهای طراحی نشدهاند که امکان وقوع چنین خطری به حداقل برسد؟ چرا فرهنگسازی کافی، مدیریت پیشگیرانه، سامانههای هشداردهنده مؤثر و شفافیت اطلاعاتی وجود ندارد؟
حق امنیت و مسئولیت حکومت
اصل ۲۲ و ۴۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر امنیت و کرامت انسان تأکید دارند و اصل ۲۱ و ۲۹ بر مسئولیت دولت در تأمین رفاه و شرایط زیست شایسته شهروندان. همچنین ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر حق انسان برای زندگی در شرایط امن و انسانی تأکید میکند. وقتی انسانی به هر دلیل وارد فضای خطرناک میشود و جانش در معرض نابودی قرار میگیرد، سؤال این است: آیا سازوکارهای حکمرانی، ایمنی، مدیریت شهری و آموزشی وظیفه خود را انجام دادهاند؟
وقتی «خبر» جای حقیقت را میگیرد
سالهاست که روایتهای رسمی، حوادث را به سطح «یک اطلاعیه کوتاه» تقلیل میدهند؛ عباراتی شبیه «اختلال رفع شد» اما پرسشها بیپاسخ میمانند: آیا بررسی مستقل انجام میشود؟ آیا نتیجه تحقیقات عمومی میشود؟ آیا کسانی پاسخگو هستند؟ اگر پاسخ منفی است، این نه یک حادثه، بلکه بخشی از چرخهی نقض حقوق بشر است؛ چرخهای که در آن جان انسانها ارزان میشود و مسئولیتپذیری رنگ میبازد.
کرامت انسان؛ نه در شعار، بلکه در عمل
جامعهای انسانی، جامعهای است که حتی یک حادثه کوچک را جدی میگیرد؛ جان انسان را مقدس میداند؛ آسیب را بررسی میکند؛ به جای مقصرسازی فردی، ساختارها را اصلاح میکند؛ به جای پنهانکاری، شفافیت ارائه میدهد. حادثه راهآهن تنها یک رویداد نیست، تلنگری است به ما که بپرسیم: آیا در این سرزمین، انسان واقعاً حق «زندگی ایمن» دارد؟
تا زمانی که حقوق بشر در ایران بهصورت واقعی و نه شعاری به رسمیت شناخته نشود؛ تا زمانی که قانون، شفافیت، مسئولیتپذیری و احترام به کرامت انسانی جایگزین مدیریت شعاری نشود، این حوادث تنها تکرار خواهند شد و هر بار انسانی، خانوادهای و جامعهای قربانی خواهد شد.
#مهساامینی #vvmiran @baschariyat #MahsaAmini
کانون دفاع از حقوق بشر