وقتی امنیت، بهانه میشود
امنیت در معنای انسانی خود، باید حافظ زندگی، آزادی و آرامش شهروندان باشد.
اما در ایران بارها دیدهایم که «امنیت» نه به عنوان حق مردم،
بلکه به عنوان ابزاری برای محدود کردن جامعه به کار میرود.
هرگاه اعتراض، نقد، یا حتی انتخاب سبک زندگی مطرح میشود،
ناگهان واژهی «امنیت» به سپری برای توجیه سرکوب تبدیل میگردد.
سخن از «حجاب» فقط سخن از یک پوشش نیست؛
سخن از حق زن بر بدن خود، حق شهروند بر سبک زندگی،
و حق جامعه بر تنفس بدون اجبار است.
وقتی مسئول میگوید: «تشخیص ما درست است و بقیه نباید نظر دهند»،
یعنی کنار گذاشتن مردم از تصمیمگیری درباره زندگی خودشان.
از قانون تا اخلاق؛ کدام یک حامی کرامت انسان است؟
بررسی قانون اساسی ایران نشان میدهد که حتی در متن همین قانون،
از «آزادی»، «حفظ کرامت انسان»، «امنیت عمومی»، و «حقوق شهروندی» سخن گفته شده است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز تاکید میکند:
هیچ قانونی نباید کرامت انسان را نقض کند
و هیچ حکومتی حق ندارد بدن و هویت انسان را به ابزاری سیاسی تبدیل کند.
پرسش اساسی اینجاست:
اگر امنیت واقعی یعنی احترام به انسان،
چرا زنان ایران باید همچنان زیر فشار قانونهای سختگیرانه و تحقیرکننده زندگی کنند؟
چرا انتخاب شخصی به «جرم» تبدیل میشود؟
چرا حکومت به جای گفتوگو و واقعبینی،
هنوز بر همان «مرغ یک پا دارد» خود اصرار میکند؟
ایران به آزادی نیاز دارد نه ترس
جامعهای که زنانش آزاد نباشند،
جامعهای که حق نقد و انتخاب در آن مجازات شود،
و جامعهای که امنیتش بر پایه ترساندن مردم تعریف شود،
نمیتواند آرام، انسانی و پایدار باشد.
امنیت پایدار تنها زمانی تحقق مییابد
که حقوق بشر، آزادی و شأن انسان محترم شمرده شود،
نه زمانی که با زور و اجبار حفظ شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری،
ایران به صداهای متفاوت، گفتوگو، پذیرش واقعیتهای اجتماعی
و احترام به زنان نیاز دارد.
زنان ایران «مسئله امنیت» نیستند؛
آنان صاحبان این سرزمیناند، و حق دارند آزاد و محترم زندگی کنند.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat