۱ تیر ۱۴۰۵

مرگ بی پنهان ، قدرت بی چهره

مرگ پنهان، قدرت بی‌چهره و سیاست انکار

انتشار تصاویر و روایت‌هایی درباره کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی و فرزندش مجتبی، فارغ از صحت یا نادرستی، بار دیگر یک پرسش بنیادین را پیش روی جامعه قرار داده است: وقتی بالاترین سطح قدرت از دید عموم پنهان می‌شود، حقیقت چگونه باید راستی‌آزمایی شود؟

در شرایطی که گفته می‌شود بیش از ۱۵۰ روز از مرگ رهبر جمهوری اسلامی گذشته و تنها پیام‌هایی منتسب به او یا فرزندش منتشر می‌شود، فقدان شفافیت خود به بحرانی مستقل تبدیل شده است.

تصویر بدون صدا و صدای بدون حضور

تصویری که این روزها در شبکه‌های اجتماعی وایرال شده، ممکن است سند قطعی نباشد؛ اما انکار مطلق بدون ارائه شواهد قابل بررسی، خود بستری برای رشد شایعه می‌سازد. قدرتی که دیده نمی‌شود اما از جانبش فرمان و پیام صادر می‌شود، در نهایت مشروعیت خود را از دست می‌دهد.

حق دانستن؛ اصلی فراموش‌شده

بر اساس اصول بنیادین حقوق بشر، مردم حق دارند از وضعیت و سرنوشت تصمیم‌گیرندگان اصلی کشور خود آگاه باشند. پنهان‌کاری درباره مرگ یا حیات عالی‌ترین مقام سیاسی، حتی اگر با توجیه «مصلحت» صورت گیرد، مصداق نقض حق دانستن و نقض شفافیت حکمرانی است.

قدرت بی‌چهره و مسئولیت‌گریزی

وقتی شخصی هرگز دیده نمی‌شود اما تصمیمات به نام او اعلام می‌گردد، مسئولیت از انسان به ساختارهای نامرئی منتقل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که پاسخگویی فرو می‌ریزد و جامعه وارد چرخه‌ای از بی‌اعتمادی مزمن می‌شود.

نتیجه‌گیری

این نوشتار نه تأییدکننده یک شایعه است و نه داور نهایی حقیقت؛ اما تأکید می‌کند که حقیقت با انکار حفظ نمی‌شود. تنها راه مهار شایعه، شفافیت، حضور علنی و ارائه شواهد قابل راستی‌آزمایی است. هر چیزی جز این، حقیقت را قربانی مصلحت می‌کند.

#حقوق_بشر #حق_دانستن #شفافیت #نقض_حقوق_بشر #ایران #مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat #کانون_دفاع_از_حقوق_بشر_در_ایران

ختنه دختران و زنان؛ وقتی سنت بر حق انسان بر بدن خود غلبه می‌کند مقدمه؛ مسئله‌ای که نباید در سکوت باقی بماند ختنه دختران و زنان، که در اد...