قداست بهمثابه سپر
در ساختار جمهوری اسلامی، رهبر نهتنها بالاترین مقام سیاسی، بلکه چهرهای قدسی معرفی میشود؛ جایگاهی که هرگونه پرسش درباره ثروت، دارایی و مناسبات مالی را به «توهین» و «دشمنی» تقلیل میدهد.
این تقدسسازی، سالها سپری بوده برای پنهانماندن سازوکارهای اقتصادی قدرت.
بانکها و زبان بیرحم عدد
اما نظام مالی جهانی با زبان ایمان و ایدئولوژی سخن نمیگوید؛
بانکها با عدد، سند و مسیر پول قضاوت میکنند.
وقتی نهادهای مالی بینالمللی به بررسی پروندههای منتسب به خانواده رهبر میپردازند، درواقع آن سپر تقدس را کنار میزنند و پرسش را به سادهترین شکل مطرح میکنند:
پول از کجا آمده و به کجا رفته است؟
پیوند ثروت و نقض حقوق بشر
این پرسش، مستقیماً به مسئله حقوق بشر گره میخورد.
در کشوری که کارگران ماهها حقوق معوقه دارند، کودکان از تحصیل بازمیمانند و زندانها مملو از معترضان است، انباشت ثروت در حلقههای بسته قدرت نمیتواند امری «شخصی» تلقی شود.
هر ریال پنهان، سایهای است بر حق زندگی، کرامت و آزادی شهروندان.
قانون اساسی؛ متنی فراموششده
حتی بر مبنای قانون اساسی جمهوری اسلامی، حاکمیت موظف به رعایت عدالت اقتصادی، رفع فقر و جلوگیری از تمرکز ثروت است.
اما تمرکز بیسابقه قدرت و دارایی در نهادهای وابسته به رهبری، این اصول را به متنی تزئینی بدل کرده است؛ قانونی که برای مردم الزامآور است، اما برای رأس هرم، توصیهای اخلاقی بیش نیست.
شفافیت؛ ترس قدرتهای بسته
آنچه بیش از خودِ بررسیهای بانکی هراسانگیز است، امکان شکستن سکوت است.
شفافیت، دشمن طبیعی ساختارهای بسته است؛ زیرا نشان میدهد که «امنیت» و «دین» چگونه به پوششی برای انباشت ثروت و مصونیت بدل شدهاند.
جمعبندی
بررسی پروندههای مالی خانواده رهبر، اگرچه در خارج از مرزهای ایران آغاز شده، اما پرسش آن در قلب جامعه ایرانی طنین دارد:
آیا قدرتی که پاسخگو نیست، مشروعیت دارد؟
پاسخ این پرسش، نه فقط در دادگاهها و بانکها، بلکه در حافظه تاریخی مردمی شکل میگیرد که سالها هزینه این بیپاسخگویی را با زندگی و آزادی خود پرداختهاند.
<#شفافیت #حقوق_بشر #فساد_سیستماتیک #عدالت_اقتصادی
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat