مصادره صدا؛ از ملت تا حاکم
«صدا» در معنای انسانی خود، چیزی فراتر از گفتار است؛ صدا یعنی حق اعتراض، حق نقد، حق روایت رنج. اما در ساختارهای اقتدارگرا، صدا به ابزار قدرت تبدیل میشود؛ حاکم، خود را «نماینده ملت» مینامد، در حالی که ملت را از ابتداییترین امکان بیان محروم میکند. آنچه مصادره میشود، نه فقط رسانه، که خود انسان است.
خاموشسازی سیستماتیک؛ نقض آشکار حقوق بنیادین
بر اساس اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نشریات و رسانهها در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. اما در عمل، این اصل به ابزاری تزیینی بدل شده است. روزنامهنگاران زندانی، فعالان مدنی تحت تعقیب، فیلترینگ گسترده اینترنت و سرکوب اعتراضات مردمی، همگی نشان میدهد که «خاموشسازی» نه استثنا، بلکه قاعده است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ صدایی که شنیده نمیشود
ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح میکند: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق شامل آزادی داشتن عقاید بدون مداخله و جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانهای است.» تصویر پیشرو، دقیقاً نفی همین اصل است؛ انسانی که بسته شده، پنهان شده و از حق شنیدهشدن محروم گشته است.
وقاحت بهمثابه سیاست
وقاحت، زمانی به سیاست تبدیل میشود که قدرت، همزمان سرکوب میکند و ادعای نمایندگی مینماید. این تضاد، نه خطای فردی، که نشانه فروپاشی اخلاقی ساختار حاکم است. جایی که دهان مردم بسته میشود و همان دهانِ بسته، به نام «ملت» سخن گفته میشود.
سخن پایانی
این تصویر، کاریکاتور نیست؛ گزارش است. گزارشی فشرده از سالها سرکوب، سانسور و تحقیر کرامت انسانی. تاریخ نشان داده است که صدا را میتوان موقتاً خفه کرد، اما حذف کردنی نیست. صدای مردم، دیر یا زود، از دل همین لولههای تاریک، راه خود را به جهان باز خواهد کرد.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat #آزادی_بیان #حقوق_بشر #سرکوب #سانسور #ایران #کانون_دفاع_از_حقوق_بشر