نوروز؛ وقتی تقویم با خیابان تلاقی میکند
نوروز در فرهنگ ایرانی، همیشه وعدهی نو شدن بوده است؛ اما امسال، نو شدن نه از دل آیین، که از دل اعتراض برمیخیزد. خیابانها حافظهی جمعیاند؛ جایی که امید و خشم، دست در دست هم، آینده را مطالبه میکنند.
آزادیِ مصادرهشده
آزادی در این زمانه، نه حقِ تضمینشده، که خواستهای سرکوبشده است. دهانها بسته میشوند، صداها فیلتر میشوند و روایتها به جرم حقیقت، مجازات. اینجا آزادی، به جای آنکه جشن گرفته شود، پیگیری میشود.
قانون و واقعیت؛ شکافی عمیق
قانون، روی کاغذ از آزادی بیان سخن میگوید؛ اما واقعیت، آن را انکار میکند. شکاف میان نص و اجرا، همانجاست که شهروند به سوژهی امنیتی بدل میشود و اعتراض، جرم تلقی میگردد.
اعلامیهای که هنوز خوانده نشده است
حق اندیشه، بیان و اعتراض، از بدیهیترین حقوق انسانی است. با این حال، آنچه در عمل میبینیم، خاموشسازی سیستماتیک است؛ گویی ترس از صدا، بر ترس از بیعدالتی غلبه کرده است.
سخن آخر؛ امیدِ لجوج
نوروز، حتی بر بستر خیزش، معنای خود را از دست نمیدهد. امید، لجوجتر از سرکوب است. تاریخ نشان داده است که زمانهی همزمانِ رنج و امید، زادگاه تغییر است؛ و آزادی، هرچند زخمی، فراموش نمیشود.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat #نوروز #آزادی #حقوق_بشر #اعتراضات #سرکوب #ایران #کانون_دفاع_از_حقوق_بشر