نخستین پیام مجتبی خامنهای؛ رهبری که صدا و تصویر ندارد
انتشار نخستین پیام مجتبی خامنهای در حالی که مدعی است، "از نحوه انتصابش غافلگیر شده" نه تنها پایانی بر شایعات مربوط به سلامتی او نبود بلکه ابهامات را دوچندان کرد. با حسین رزاق، فعال سیاسی درباره این پیام گفتوگو کردیم.
تصویری از پوسترهای مجتبی خامنهای در ایران همراه با ماموران امنیتی
ساختار قدرت در ایران در حالی یکی از حساسترین و پرمخاطرهترین جابهجاییهای تاریخ را تجربه میکند که غیبت فیزیکی مجتبی خامنهای پس از اعلام جانشینی، فضایی از تعلیق و ابهام را در سطح بینالمللی پدید آورده است.
این سکوت که در تضاد کامل با عرف دیپلماتیک و رسانهای جهان قرار دارد، سرانجام با انتشار نخستین پیام کتبی منسوب به او، حالا وارد فاز جدیدی شده است.
فقدان هرگونه تصویر، ویدیو یا حتی پیام صوتی از رهبر جدید جمهوری اسلامی، در حالی که تنها یک متن مکتوب به او نسبت داده شده، باعث شده است ابهامها درباره شرایط واقعی او همچنان باقی بماند.
در چنین شرایطی، این پیام بیش از آنکه تلاشی برای پایان دادن به شایعات باشد، تلاشی برای مدیریت فضای سیاسی و رسانهای پیرامون جانشینی در راس هرم قدرت در ایران ارزیابی شده که همچنان با پرسشهایی جدی درباره وضعیت شخصی رهبر جدید و نحوه اعمال قدرت در ساختار جمهوری اسلامی همراه است.
انتخاب مجتبی خامنهای نه در یک فرآیند آرام و تشریفاتی، بلکه در اوج یک بحران موجودیتی رقم خورد. پس از کشته شدن علی خامنهای در نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران و ایجاد خلا ناگهانی قدرت در راس هرم نظام، ساختار سیاسی با تهدید فروپاشی لایههای وفادار روبهرو شد.
در این وضعیت بحرانی، هسته سخت قدرت و در راس آن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، تنها راه تثبیت اوضاع و جلوگیری از تشتت در بدنه نظامی را انتقال سریع قدرت به کسی دیدند که احتمالا بیشترین اشراف را بر نهادهای امنیتی دارد؛ مجتبی خامنهای.
از این رو، فشار سنگین سپاه پاسداران بر مجلس خبرگان برای نهایی کردن سریع این جانشینی، نشاندهنده یک "دکترین بقا" است که یکی از اهداف مهمش، بستن راه بر هرگونه شکاف در حاکمیت و ارسال پیام ثبات به نیروهای نیابتی در منطقه بود.
اما دقیقا پس از این اعلام رسمی، "پارادوکس حضور" آغاز شد؛ رهبری برای تثبیت نظام معرفی شد که هیچ سخنرانی و تصویر جدیدی از او در دسترس نیست.
فرضیه "عدم حیات"؛ سناریویی همچنان مطرح
با وجود انتشار نخستین پیام کتبی سومین رهبر جمهوری اسلامی، همچنان "جنجالیترین فرضیه" در این فضای غبارآلود، احتمال "زنده نبودن رهبر جدید" است؛ فرضیهای که در روزهای گذشته در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی بارها مطرح شده و به دلیل نبود هرگونه تصویر، ویدیو یا پیام صوتی از مجتبی خامنهای، همچنان به عنوان یکی از سناریوهای مورد بحث باقی مانده است.
با این حال، حسین رزاق، کارشناس مسائل سیاسی این فرضیه را رد میکند و در تحلیل خود به میزان نفوذ و اشراف اطلاعاتی اسرائیل در ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی اشاره دارد.
او معتقد است، تجربه رخدادهای اخیر نشان میدهد که در بسیاری از موارد، اعلام برخی تحولات مهم در ساختار قدرت ایران ابتدا از سوی منابع اسرائیلی منتشر شده و سپس توسط دیگر منابع تایید شده است.
رزاق در این باره میگوید: «اگر کشته شدن مجتبی خامنهای قطعی بود، قطعا تا الان از سوی اسرائیل اعلام میشد، همانطور که خبر کشته شدن سرداران سپاه یا خبر کشته شدن علی خامنهای را هم اول اسرائیل اعلام کرد. برای همین این فرضیه را من رد میکنم و بعید هم میدانم که جمهوری اسلامی دست به چنین قماری زده باشد که یک فرد مرده را به عنوان رهبر اعلام کند.»
با این حال، انتشار نخستین پیام کتبی مجتبی خامنهای که به نظر میرسد با عجلهای مشهود و در فضایی پرتنش منتشر شده، نه تنها نتوانست به این گمانهزنیها پایان دهد بلکه در مواردی حتی پرسشهای تازهای را نیز پیش کشید. نحوه انتشار این پیام و نبود هرگونه نشانه تصویری از رهبر جدید، خود به عاملی برای تداوم ابهامها تبدیل شده است.
