جوانانی که در دی ۱۴۰۴ کشته شدند یک زندگی، یک خانواده، یک حق از دسترفته
پشت هر عدد، یک انسان ایستاده است؛ انسانی که حق زندگی داشت، حق آینده داشت و حق داشت بدون خشونت صدای خود را به گوش جامعه برساند.
دی ۱۴۰۴ برای بسیاری از خانوادههای ایرانی فقط یک ماه در تقویم نبود. برای خانوادههایی بود که در آن روزها فرزندانشان را از دست دادند، برای مادرانی که چشمانتظار بازگشت فرزندشان ماندند و برای جوانانی که دیگر فرصت ادامه زندگی پیدا نکردند.
اعتراضات سراسری که از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، در دیماه با سرکوب شدید و گزارشهای گسترده درباره کشته و زخمی شدن معترضان همراه شد. دفتر حقوق بشر سازمان ملل در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که گزارشها از کشته شدن صدها نفر و بازداشت هزاران نفر حکایت دارد.
سازمانهای حقوق بشری نیز درباره استفاده از سلاح گرم و خشونت گسترده علیه معترضان گزارشهایی منتشر کردند. دیدهبان حقوق بشر از «شواهد فزاینده» درباره کشتار در نقاط مختلف ایران سخن گفت.
آنها فقط «کشتهشدگان اعتراضات» نبودند
وقتی درباره تعداد کشتهشدگان صحبت میکنیم، خطر آن وجود دارد که انسانها در میان اعداد گم شوند.
اما هر کدام از آن جوانان، یک زندگی داشتند. خانواده داشتند. دوستانی داشتند که منتظر پیامشان بودند. رویاهایی داشتند که هنوز به آنها نرسیده بودند.
یکی شاید میخواست دانشگاهش را تمام کند. دیگری شاید به دنبال پیدا کردن شغل بود. یکی شاید عاشق شده بود. دیگری شاید آرزوی مهاجرت داشت و دیگری میخواست در همین سرزمین زندگی بهتری بسازد.
#حق_زندگی یعنی همین؛ یعنی هیچ انسانی نباید صرفاً به دلیل اعتراض، عقیده یا مطالبه حقوق خود، جانش را از دست بدهد.
پشت هر نام، یک زندگی وجود داشت؛ پشت هر زندگی، خانوادهای که هنوز داغدار است.
جوانی که دیگر فرصت تجربه کردن ندارد
در نوشتهای دیگر پرسیدیم: اگر جوانان باید فرصت داشته باشند مسئولیت بپذیرند، تجربه کنند و حتی اشتباه کنند، این فرصت شامل چه کسانی میشود؟
امروز باید سؤال را یک قدم جلوتر ببریم.
جوانی که در خیابان کشته شد، دیگر فرصت تجربه کردن ندارد. دیگر نمیتواند اشتباه کند. نمیتواند نظرش را تغییر دهد. نمیتواند ازدواج کند. نمیتواند درس بخواند. نمیتواند شغلش را عوض کند. نمیتواند پیر شود.
او تمام فرصتهای آینده را از دست داده است.
حق اعتراض، حق زندگی و کرامت انسانی
از منظر حقوق بشر، انسان به دلیل داشتن عقیده متفاوت، مخالف بودن یا اعتراض کردن، از حقوق بنیادین خود محروم نمیشود.
#حق_اعتراض، #آزادی_بیان و #حق_تجمع_مسالمت_آمیز از موضوعاتی هستند که باید در چارچوب حقوق اساسی انسانها دیده شوند.
البته اعتراض نیز نباید بهانهای برای آسیب زدن به دیگران باشد، اما پاسخ به اعتراض شهروندان باید در چارچوب قانون، ضرورت، تناسب و احترام به #کرامت_انسانی صورت گیرد.
جان انسان نمیتواند بهای بیان یک عقیده باشد.
هیچ اختلاف سیاسی، هیچ شعار و هیچ اعتراض مدنی، ارزش جان یک انسان را کم نمیکند.
در میان کشتهشدگان، نام نوجوانان هم مطرح است
یکی از دردناکترین ابعاد گزارشهای مربوط به دی ۱۴۰۴، مطرح شدن نام و هویت افراد کمسنوسال در میان جانباختگان است.
گزارشهای حقوق بشری و فهرستهای منتشرشده از سوی نهادهای مستقل، از کشته شدن نوجوانان نیز خبر دادهاند. این موضوع اهمیت ویژهای دارد، زیرا کودکان و نوجوانان در چارچوب حقوق بینالملل از حمایتهای ویژه برخوردارند.
سازمان ملل نیز در جریان بحران دی ۱۴۰۴ بر ضرورت پایان دادن به سرکوب خشونتآمیز و روشن شدن سرنوشت قربانیان تأکید کرد.
وقتی یک نوجوان جان خود را از دست میدهد، جامعه فقط یک معترض را از دست نداده است؛ آینده یک انسان را از دست داده است.
#حقوق_کودکان و #حمایت_از_نوجوانان نباید در چنین شرایطی به حاشیه بروند.
خانوادههایی که هنوز پاسخ میخواهند
مرگ یک جوان پایان داستان برای خانواده او نیست.
برای خانواده، پرسشها تازه آغاز میشوند: چه اتفاقی افتاد؟ چه کسی شلیک کرد؟ چرا شلیک شد؟ آیا امکان جلوگیری از مرگ وجود داشت؟ فرزند ما در آخرین لحظات زندگی چه شرایطی داشت؟
این پرسشها حق خانوادههاست.
خانواده قربانی حق دارد حقیقت را بداند. حق دارد درباره مرگ عزیز خود اطلاعات دریافت کند. حق دارد خواستار تحقیق مستقل و مؤثر باشد.
#حق_حقیقت فقط یک عبارت حقوقی نیست؛ بخشی از حق خانواده برای دانستن سرنوشت عزیز از دسترفتهاش است.
چرا مستندسازی اهمیت دارد؟
در شرایطی که دسترسی مستقل به اطلاعات دشوار است، مستندسازی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نام، سن، محل زندگی، تاریخ و محل مرگ، شهادت شاهدان، مدارک پزشکی و اسناد مربوط به هر قربانی میتوانند در آینده برای روشن شدن حقیقت اهمیت داشته باشند.
به همین دلیل، ثبت دقیق اطلاعات قربانیان نه برای افزایش آمار، بلکه برای بازگرداندن هویت انسانی آنها ضروری است.
نهادهای حقوق بشری نیز بر ضرورت جمعآوری و حفظ شواهد و پاسخگویی درباره خشونتهای رخداده تأکید کردهاند.
دادخواهی یعنی فراموش نکردن
دادخواهی به معنای نفرت یا انتقام نیست.
دادخواهی یعنی خانواده بداند چه بر سر عزیزش آمده است. یعنی حقیقت پنهان نماند. یعنی مسئولیت فردی و سازمانی بررسی شود. یعنی اگر تخلف یا جنایتی رخ داده است، مسئولان آن در برابر قانون پاسخگو باشند.
آیا میتوان از کنار مرگ یک جوان گذشت و گفت: «فقط یک نفر بود»؟
نه. هر انسان یک جهان است. و از دست رفتن هر زندگی، یک تراژدی انسانی است.
ما نامها را فراموش نمیکنیم
امروز ممکن است درباره تعداد قربانیان اختلاف نظر وجود داشته باشد. حتی برخی آمارها در طول زمان تغییر کردهاند و نهادهای مختلف ارقام متفاوتی منتشر کردهاند.
برای یک فعال حقوق بشر، این اختلافها دلیل کنار گذاشتن مسئله نیست؛ برعکس، دلیل بیشتری برای تحقیق مستقل، شفافیت و مستندسازی است.
آنچه نباید تغییر کند، اصل ماجراست: انسانهایی جان خود را از دست دادهاند و خانوادههایی هنوز در انتظار حقیقت و عدالت هستند.
#دادخواهی یعنی اجازه ندهیم قربانیان در میان آمارها گم شوند.
#عدالت یعنی مرگ انسانها بدون بررسی و پاسخگویی باقی نماند.
و #حقیقت یعنی نام، زندگی و سرنوشت هر قربانی تا حد امکان ثبت و روشن شود.
یک پرسش برای امروز و یک مسئولیت برای فردا
شاید مهمترین کاری که امروز میتوانیم انجام دهیم، این باشد که اجازه ندهیم جوانانی که در دی ۱۴۰۴ جان باختند، فقط به یک عدد در گزارشها تبدیل شوند.
آنها انسان بودند. فرزند بودند. دوست بودند. دانشآموز و دانشجو بودند. کارگر بودند. رویا داشتند.
و مهمتر از همه، حق زندگی داشتند.
آنها فقط قربانیان یک حادثه نبودند؛ انسانهایی بودند که حق داشتند زنده بمانند.
اگر امروز از حقوق بشر صحبت میکنیم، باید از حق زندگی کسانی هم دفاع کنیم که دیگر نمیتوانند خودشان از حقشان دفاع کنند.
نام آنها باید ثبت شود. خانوادههایشان باید شنیده شوند. حقیقت باید روشن شود. و هر ادعای مسئولیت باید بر اساس شواهد مستقل بررسی شود.
برای جوانانی که دیگر نیستند
شاید نتوانیم زندگی از دسترفته آنها را بازگردانیم، اما میتوانیم اجازه ندهیم نامشان فراموش شود.
میتوانیم درباره آنها سخن بگوییم، حقیقت را مطالبه کنیم، از خانوادههایشان حمایت کنیم و بر حق همه انسانها برای زندگی، آزادی و کرامت تأکید کنیم.
آنها فرصت زندگی میخواستند؛ خواستهای که برای هیچ انسانی نباید زیادی باشد.
