کدام جوانان؟ حق تجربه کردن باید برای همه باشد
اگر جوانان حق دارند مسئولیت بپذیرند، تجربه کنند و حتی اشتباه کنند، این حق چرا نباید شامل جوانی باشد که انتخاب سیاسی متفاوتی دارد؟
گاهی یک جمله به ظاهر ساده میتواند ما را با یک پرسش بزرگ درباره حقوق انسان روبهرو کند.
در گزارشی درباره دیدگاه علی لاریجانی، به نقل از همسر او آمده است که او معتقد بوده باید به جوانان فرصت داد تا «مسئولیت بپذیرند و تجربه کنند».
اصل اینکه جوانان باید فرصت رشد، یادگیری، مسئولیتپذیری و تجربه داشته باشند، موضوعی مثبت است. هیچ جامعهای بدون اعتماد به نسل جوان و فراهم کردن فرصت برای آنان نمیتواند آیندهای پایدار بسازد.
آیا این فرصت باید برای همه جوانان باشد یا فقط برای جوانانی که دیدگاهشان مورد قبول ساختار قدرت است؟
جوان بودن، نباید به معنای همنظر بودن باشد
یک جوان ممکن است با سیاستهای حاکم موافق باشد. ممکن است در ساختار رسمی کشور فعالیت کند و مسئولیت بپذیرد. این حق اوست و باید محترم شمرده شود.
اما جوان دیگری ممکن است منتقد باشد. ممکن است خواهان تغییر باشد. ممکن است در اعتراضات شرکت کند یا دیدگاهی متفاوت درباره آینده کشور داشته باشد.
از منظر حقوق بشر، تفاوت دیدگاه نباید باعث شود حقوق اساسی یک انسان از او گرفته شود.
#حقوق_بشر یعنی حقوق انسان وابسته به موافق یا مخالف بودن او با قدرت نباشد.
جوانی که از حکومت حمایت میکند، جوان است؛ جوانی که از حکومت انتقاد میکند نیز جوان است.
حق انتخاب، بخشی از کرامت انسانی است
وقتی درباره فرصت دادن به جوانان صحبت میکنیم، نباید این فرصت را فقط در قالب گرفتن یک پست مدیریتی یا پذیرفتن یک مسئولیت رسمی تعریف کنیم.
فرصت واقعی یعنی انسان بتواند درباره زندگی خود تصمیم بگیرد، نظر خود را بیان کند، آینده مورد نظرش را تصور کند و برای رسیدن به آن تلاش کند.
این همان جایی است که #حق_انتخاب و #آزادی_بیان اهمیت پیدا میکنند.
اگر یک جوان فقط زمانی حق انتخاب دارد که انتخابش مورد تأیید حکومت باشد، در واقع با حق انتخاب کامل روبهرو نیستیم.
جوان معترض هم حق دارد تجربه کند
اعتراض نیز یکی از شیوههای مشارکت انسان در جامعه است. وقتی یک جوان نسبت به شرایط کشور خود اعتراض میکند، این اعتراض بهخودیخود او را از حقوق انسانیاش محروم نمیکند.
#حق_اعتراض به این معناست که شهروند بتواند نارضایتی خود را بیان کند و خواهان تغییر باشد، بدون اینکه صرفاً به دلیل بیان عقیده با خشونت یا مجازات نامتناسب روبهرو شود.
حتی اگر یک فرد در انتخاب سیاسی خود اشتباه کند، حق انسانی او برای زندگی، کرامت، امنیت و برخورداری از دادرسی عادلانه نباید از بین برود.
اگر حق اشتباه کردن برای جوانان پذیرفته شده است، باید حق انتخاب کردن نیز برای آنان پذیرفته شود.
وقتی فرصت زندگی از یک جوان گرفته میشود
مسئله از اینجا بسیار عمیقتر میشود.
یک جوان برای اینکه بتواند مسئولیت بپذیرد و تجربه کند، ابتدا باید فرصت زندگی داشته باشد.
جوانی که به دلیل اعتراض کشته میشود، دیگر فرصتی برای تجربه کردن، اشتباه کردن یا ساختن آینده خود ندارد.
جوانی که به دلیل فعالیت مدنی یا سیاسی زندانی میشود، بخش مهمی از آزادی و فرصت زندگی خود را از دست میدهد.
به همین دلیل، #حق_زندگی، #کرامت_انسانی و #آزادی_بیان نمیتوانند موضوعاتی فرعی در بحث درباره جوانان باشند.
درباره مسئولیتهای امنیتی باید دقیق سخن گفت
درباره نقش مقامهای سیاسی و امنیتی در برخورد با اعتراضات نیز باید میان «اتهام» و «اثبات مسئولیت مستقیم» تفاوت گذاشت.
وزارت خزانهداری آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ علی لاریجانی را در ارتباط با نقش ادعایی او در هماهنگی پاسخ حکومت به اعتراضات و استفاده از زور علیه معترضان تحریم کرد.
این اقدام، بیانگر ارزیابی و موضع دولت آمریکا درباره نقش اوست، اما بهتنهایی ثابت نمیکند که او شخصاً دستور قتل یک فرد مشخص را صادر کرده است.
برای نسبت دادن چنین مسئولیت مستقیمی، باید اسناد معتبر درباره زنجیره فرماندهی، دستورها و نقش مشخص افراد وجود داشته باشد.
رعایت این تفکیک، از اهمیت موضوع حقوق بشر کم نمیکند؛ برعکس، نشان میدهد که دفاع از حقوق انسان باید همراه با دقت، مستندات و پرهیز از ادعاهای اثباتنشده باشد.
یک حق برای همه، نه امتیازی برای عدهای خاص
اگر واقعاً باور داریم که جوانان باید فرصت داشته باشند مسئولیت بپذیرند، تجربه کنند و حتی اشتباه کنند، این اصل باید شامل همه جوانان باشد.
جوانی که طرفدار حکومت است و جوانی که منتقد حکومت است، هر دو انسانهایی دارای حقوق برابرند.
#برابری یعنی حقوق انسان بر اساس میزان موافقت او با قدرت تعیین نشود.
#حقوق_شهروندی زمانی معنا دارد که حتی شهروند ناراضی و منتقد نیز از حقوق بنیادی خود برخوردار باشد.
پرسش حقوق بشری ما
بحث فقط درباره این نیست که چه کسی میتواند وزیر، مدیر یا مسئول شود.
بحث درباره این است که چه کسی حق دارد زندگی کند، انتخاب کند، نظر بدهد، اعتراض کند و آینده خود را بسازد.
اگر جوانان حق دارند تجربه کنند و حتی اشتباه کنند، چرا این حق نباید شامل جوان معترض و منتقد هم باشد؟
آیا «فرصت دادن به جوانان» یک حق همگانی است، یا امتیازی که فقط به جوانان مورد قبول قدرت داده میشود؟
از نگاه حقوق بشری، پاسخ روشن است: حقوق انسان نباید مشروط به همفکری با حکومت باشد.
جوانی که متفاوت فکر میکند نیز حق زندگی دارد. حق انتخاب دارد. حق بیان دارد. حق اعتراض دارد. و حق دارد آیندهای را که میخواهد، بدون ترس از سرکوب مطالبه کند.
شاید به همین دلیل، پرسش اصلی را باید ساده و صریح مطرح کرد:
آن جوانانی که قرار بود فرصت مسئولیت گرفتن، تجربه کردن و حتی اشتباه کردن داشته باشند، دقیقاً چه جوانانی بودند؟
