کنترل بهمثابه سیاست رسمی
گشت ارشاد از بدو شکلگیری، نه یک ابزار انتظامی عادی، بلکه سازوکار اعمال قدرت ایدئولوژیک بوده است؛ نهادی که بدن زن را میدان نبرد سیاسی تعریف میکند. بازگشت دوباره آن، بازگشت به همان منطق فرسودهای است که «نظم» را از دل تحقیر، تهدید و اجبار استخراج میکند. این منطق، انسان را نه صاحب حق، بلکه موضوع انضباط میبیند.
انکار حافظه جمعی
اعتراضات سراسری سالهای اخیر، بهویژه پس از قتل مهسا امینی، حافظهای جمعی از رنج، مقاومت و مطالبه کرامت انسانی را شکل داد. بازگرداندن گشت ارشاد، تلاشی آشکار برای پاککردن این حافظه است؛ گویی حاکمیت میکوشد با تکرار ابزار سرکوب، واقعیت اجتماعی را بازنویسی کند. اما حافظه جمعی، با فرمان و بخشنامه حذف نمیشود.
نقض آشکار حقوق بنیادین
بر اساس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از جمله اصل ۲۲ (مصونیت حیثیت و جان و حقوق افراد) و اصل ۳۶ و ۳۷ (اصل برائت و منع مجازات بدون حکم دادگاه)، برخوردهای خیابانی و خودسرانه گشت ارشاد فاقد وجاهت حقوقی است. افزون بر آن، مطابق مادههای اعلامیه جهانی حقوق بشر، کرامت انسانی، آزادی شخصی و امنیت فردی از حقوق غیرقابل سلب انسانهاست.
بدن زن؛ آخرین سنگر اقتدار
اصرار بر کنترل پوشش زنان، نشانهای از بحران مشروعیت است. هرچه پیوند قدرت با جامعه سستتر میشود، بدن زن بیشتر به میدان نمایش اقتدار بدل میگردد. بازگشت گشت ارشاد، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، اعترافی تلخ به ناتوانی در فهم تحولات اجتماعی است.
جمعبندی
گشت ارشاد بازگشته است، اما جامعه همان جامعه پیشین نیست. خیابانها حامل خاطرهاند؛ خاطره مقاومت، هزینهدادن و ایستادگی. هر بار که این سیاستها تکرار میشوند، شکاف میان حاکمیت و جامعه عمیقتر میشود. تاریخ نشان داده است که کنترل بدن، هرگز به کنترل اندیشه منجر نخواهد شد.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat