نظامی که میگوید وابسته به فرد نیست
سخنان وزیر خارجه جمهوری اسلامی درباره جانشینی رهبر، بار دیگر این ادعا را تکرار میکند که «نظام وابسته به افراد نیست». اما آیا تکرار یک سازوکار حقوقی، میتواند واقعیتهای سیاسی و اجتماعی یک جامعه را پنهان کند؟
روزنامه کریستینساینسمانیتور در گزارشی تحلیلی مینویسد اعتراضات سراسری اخیر در ایران، بیش از آنکه صرفاً واکنشی اقتصادی باشد، نشانه شکلگیری «نظم اخلاقی جدیدی» مبتنی بر کرامت انسانی است که بهتدریج مشروعیت جمهوری اسلامی را از درون فرسوده است.
به گزارش این روزنامه، تظاهرات گستردهای که از ۷ دی ماه در شهرهای مختلف ایران آغاز شده، اگرچه از نظر شمار شرکتکنندگان به اندازه اعتراضات سالهای ۱۳۸۸ یا ۱۴۰۱ نیست، اما از حیث معنا و پیام اجتماعی، تفاوتی بنیادین با دورههای پیشین دارد. این بار جرقه اولیه اعتراضات، تورم افسارگسیخته و سقوط شدید ارزش پول ملی بوده است، نه انتخابات مناقشهبرانگیز یا کشتهشدن یک زن جوان بهدلیل حجاب.
کریستینساینسمانیتور مینویسد با وجود این تفاوتها، معترضان امروز حول مفهومی مشترک گرد آمدهاند: کرامت انسانی. به باور نویسنده گزارش، تحسین گسترده از چهرههایی که نماد «ایستادگی آرام و پرهزینه» هستند، نشان میدهد که جامعه ایران بهطور فزایندهای ادعای حکومت درباره برتری اخلاقی را زیر سؤال برده است.
این گزارش به مستند بیبیسی درباره ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، اشاره میکند که درست پیش از آغاز اعتراضات توجه گستردهای در داخل کشور برانگیخت. علیدوستی که بهدلیل مواضع انتقادیاش مدتی زندانی و سپس از فعالیت حرفهای محروم شد، با رفتار آرام و حضور بدون حجاب، به نمادی از کرامتی تبدیل شد که بسیاری از ایرانیان خواهان آن هستند. به نوشته کریستینساینسمانیتور، بیبیسی داستان او را «نمادی از آرزوهای گستردهتر برای ایرانی آزادتر و مبتنی بر کرامت انسانی» توصیف کرده است.
گزارش همچنین به ویدئوهایی اشاره میکند که در جریان اعتراضات اخیر در شبکههای اجتماعی فراگیر شدهاند؛ از جمله تصویر مردی تنها که در خیابانی در تهران، نشسته در برابر موتورسیکلتهای پلیس ایستادگی میکند؛ تصویری که یادآور نماد مشهور «مرد تانکی» در میدان تیانآنمن چین است. نمونه دیگر، ویدئوی مردی است که پس از اصابت گلوله، نیروهای ضدشورش را خطاب قرار میدهد و میگوید «من هم مثل شما هستم»، و با اعلام نام واقعی خود، هزینه این سخن را آگاهانه میپذیرد.
به تحلیل کریستینساینسمانیتور، این صحنهها بخشی از روندی عمیقتر است که مناحم مرحوی، تاریخنگار ایران معاصر، آن را «ساخت آرام یک نظم اخلاقی جایگزین» مینامد؛ نظمی که بر کرامت، اختیار بدن و حقیقتگویی استوار است. مرحوی پیشتر نوشته بود این «دین مدنیِ برخاسته از پایین» هسته الهیات سیاسی جمهوری اسلامی را مؤثرتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمانیافتهای به چالش میکشد.
این گزارش تاکید میکند که در این چارچوب جدید، مفهوم «کرامت» نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه بنیان زندگی اخلاقی تلقی میشود؛ یعنی بخشیدن و ایستادگی بدون انتظار پاداش. از نگاه نویسنده، همین جابهجایی معنایی است که اعتراضات کنونی را از دورههای پیشین متمایز میکند.
کریستینساینسمانیتور در پایان مینویسد که از دست رفتن اقتدار اخلاقی حکومت را نمیتوان صرفاً با ابزار سرکوب جبران کرد. به نقل ازمرحوی، «یک نظام سیاسی ممکن است بحرانهای مادی را تاب بیاورد، اما عبور از بحران معنا بهمراتب دشوارتر است»؛ بحرانی که به باور این روزنامه، اکنون به چالش اصلی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
اعتراضات اخیر را نمیتوان صرفاً واکنشی به بحرانهای اقتصادی یا فشارهای معیشتی دانست. آنچه در خیابانها، دانشگاهها و حتی در سکوت خانهها جریان دارد، نشانهی یک گسست عمیقتر است؛ گسستی اخلاقی و نسلی که زبان رسمی قدرت دیگر توان ترجمه و بازنمایی آن را ندارد. این اعتراض، نه فقط فریاد نان، که فریاد کرامت است.
اتفاقات اخیر ایران — از کشتهشدن معترضان و کودکان گرفته تا اعدامها، احکام سنگین زندان و سرکوب سازمانیافتهی زنان، روزنامهنگاران و کنشگران مدنی — هنوز در جریان است. در چنین شرایطی، سکوت یا پیامهای خنثی نهادهای بینالمللی، بهویژه سازمان ملل متحد، نهتنها التیامبخش نیست، بلکه بهمثابهی عادیسازی رنج و خشونت عمل میکند؛ گویی درد مردم ایران، مسئلهای حاشیهای در نظم جهانی است.
</p>
<h2>تناقض با اعلامیه جهانی حقوق بشر</h2>
<p>
اعلامیه جهانی حقوق بشر، که خود محصول تجربهی تلخ بیتفاوتی جهانی در برابر جنایت و سرکوب است، دولتها و نهادهای بینالمللی را موظف میکند تا در برابر نقض آشکار حقوق بنیادین انسان سکوت نکنند. تبریک رسمی به حکومتی که بهطور مستمر متهم به نقض حق حیات، آزادی بیان، دادرسی عادلانه و کرامت انسانی است، با روح و متن این اعلامیه در تضاد آشکار قرار دارد.
</p>
<h2>مسئولیت اخلاقی فراتر از تشریفات سیاسی</h2>
<p>
سازمان ملل متحد صرفاً یک نهاد اداری یا تشریفاتی نیست؛ بلکه حامل یک مسئولیت اخلاقی تاریخی است. بیتوجهی به صدای قربانیان و ترجیح ملاحظات دیپلماتیک بر اصول انسانی، این نهاد را از جایگاه وجدان جهانی به سطح یک بازیگر خنثی و بیاثر تنزل میدهد. پرسش اصلی این است: اگر سازمان ملل در چنین لحظاتی سکوت کند، چه نهادی باید زبان بیصدایان باشد؟
</p>
<h2>نتیجهگیری؛ تبریک یا تحریف واقعیت؟</h2>
<p>
تبریک ۲۲ بهمن، در غیاب هر اشارهای به رنج مردم ایران، نه نشانهی احترام به ملتها، بلکه بازتولید یک روایت رسمی و تحریف واقعیت زیستهی میلیونها انسان است. وجدان جهانی، اگر هنوز معنایی داشته باشد، نمیتواند نسبت به این تناقض آشکار بیتفاوت بماند. تاریخ، سکوتها را بهخوبی به یاد میسپارد.
<h2>ارجاعهای حقوقی و اسنادی</h2>
<p>
بر اساس <strong>ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر</strong>، «هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد». کشتهشدن معترضان و شهروندان غیرمسلح در اعتراضات، نقض مستقیم این اصل بنیادین است.
</p>
<p>
مطابق <strong>ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر</strong>، «هیچکس نباید تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار گیرد که ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز باشد». گزارشهای مکرر از شکنجه، بدرفتاری با بازداشتشدگان و اعترافات اجباری در ایران، در تعارض آشکار با این ماده قرار دارد.
</p>
<p>
<strong>ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر</strong> تصریح میکند که «هیچکس نباید خودسرانه دستگیر، بازداشت یا تبعید شود». بازداشتهای گسترده و بدون دادرسی عادلانهی معترضان، روزنامهنگاران و فعالان مدنی، مصداق بارز نقض این اصل است.
</p>
<p>
همچنین طبق <strong>ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر</strong>، «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد». سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز و محدودسازی شدید رسانهها و فضای مجازی، نقض ساختاری این حق بهشمار میرود.
</p>
<p>
از منظر نهادی، <strong>منشور سازمان ملل متحد (ماده ۱)</strong>، ترویج و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همه را از اهداف اصلی این سازمان میداند. در این چارچوب، پیامهای تبریک رسمی به دولتهایی با کارنامهی مستند نقض حقوق بشر، با مأموریت اخلاقی و حقوقی سازمان ملل در تضاد قرار میگیرد.
</p>