۲ خرداد ۱۴۰۵

سوگ‌نامه ثنا توسنگی

سوگ‌نامهٔ ثنا توسنگی

شب نوزدهم دی‌ماه، شبی که تاریکی فقط در آسمان نبود، که در دل شهر، در خیابان‌ها، و در تصمیمِ ماشه‌هایی خانه کرده بود که به زندگی نشانه رفتند.

ثنا توسنگی، دختری دوازده‌ساله، در آغوش مادرش بود؛ جایی که باید پناه باشد، آخرین خط امنِ انسان. اما همان‌جا، در همان آغوش، تیر خلاص را به او زدند.

گلوله، نه فقط بدن نوجوانی را درید، که مفهوم مادرانگی، امنیت، و انسانیت را هدف گرفت. ثنا زنده بود، نفس می‌کشید، اما مرگ را آگاهانه به سویش شلیک کردند.

تاریخ، از همین نقطه سنگین می‌شود؛ از لحظه‌ای که دختری دوازده‌ساله در بغل مادرش کشته می‌شود تا قدرت، ترسِ خود را پنهان کند.

ثنا فقط یک نام نیست. او سند است؛ سندِ خشونتی عریان، سندِ حکومتی که از کودکی و نوجوانی هم هراس دارد. او فقط دوازده سال داشت، اما شجاعتی را به حافظهٔ جمعی سپرد که با هیچ گلوله‌ای دفن نخواهد شد.

می‌خواهند روایت را خاموش کنند، نام‌ها را پاک کنند، و مرگ را عادی جلوه دهند. اما ما روایت می‌کنیم تا دیگر هیچ دختری در آغوش مادر تیر خلاص نخورد.

ثنا نرفته است. او در حافظهٔ ما زنده است، در صدای مادران داغدار، در هر مشت گره‌خورده‌ای که حقیقت را رها نمی‌کند، و در تاریخی که این جنایت را فراموش نخواهد کرد.

#ثنا_توسنگی #کودکان_ایران #قتل_کودکان #جنایت_حکومتی #حقوق_بشر #مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat #FreeIran #FreeIranMuseum

نشست انجمن آزادی در اسلو؛ بازخوانی آزادی در عصر سرکوب آزادی، واژه‌ای است که هر بار در تبعید، معنایی عریان‌تر پ...