مشروعیت؛ چیزی فراتر از جمعیت و صدا
حامیان این رویکرد ممکن است تجمعها را نشانه حضور و انسجام بدانند؛ اما واقعیت این است که مشروعیت سیاسی از مسیری دیگر شکل میگیرد: رضایت عمومی، احساس نمایندگی، کارآمدی در پاسخ به نیازهای جامعه. هنگامی که این مؤلفهها تضعیف شوند، حتی پرشمارترین تجمعها نیز قادر به پر کردن خلأ اعتماد نخواهند بود.
فریادهایی که اعتماد نمیسازند
فریادهای پرطنین در خیابانها، بیش از آنکه بیانگر اعتماد باشند، پژواک سکوتی اجتماعیاند. سکوتی که میتوان آن را در کنارهگیری، فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه و نشانههای آشکار بیاعتمادی دید؛ نشانههایی که دیگر قابل پنهانکردن نیستند.
امنیت مبتنی بر هراس
گسترش فضای امنیتی، ایستهای بازرسی و حضور نیروهای مسلح در میان مردم، بیش از آنکه اقتدار را تثبیت کند، از نگرانی عمیق حاکمیت حکایت دارد. حکومتی که بر هراس تکیه کند، پیش از هر چیز اعتماد را از دست داده است.
سانسور در جهانی آگاه
قطعهای طولانی اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات، تلاشی برای یکسویهسازی روایت است؛ اما در جهانی که آگاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده، اقناع با محدودیت جایگزین نمیشود. اعتماد محصول شفافیت است، نه سانسور.
سرمایه اجتماعیِ فرسوده
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی و طراحی کمپینهایی برای کشاندن مردم به موقعیتهای پرخطر، نه نشانه همبستگی، که علامت بحرانی عمیق در رابطه دولت و ملت است. مردمی که خود را ابزار ببینند، در لحظات سرنوشتساز همراهی پایدار نخواهند داشت.
قدرتی که آینده را میسوزاند
قدرتی که بر ترس بنا شود، ناپایدار است. حفظ قدرت به هر قیمت، با فرسایش منابع انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی همراه میشود و آینده را تضعیف میکند. آنچه برای نسلهای بعد باقی میماند، نه امکان بازسازی، که زمینی فرسوده و تهی خواهد بود.
جمعبندی
بازسازی مشروعیت با نمایشهای خیابانی ممکن نیست. اعتماد، تنها از مسیر پاسخگویی، شفافیت، احترام به حقوق بشر و بازگشت به اراده واقعی جامعه شکل میگیرد. بدون اینها، هر قدرتی—even اگر پرهیاهو—در درون خود تهی خواهد ماند.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat