۱۶ مهر ۱۴۰۵

حقوق بشر | محیط زیست | حاکمیت ملی

۱۱۰ هکتار از چابهار؛ «سرزمین متعلق به افغانستان» یعنی چه؟

وقتی پای خاک، مردم و آینده یک سرزمین در میان است، شفافیت دیگر یک انتخاب نیست

یک جمله در خبری که امروز درباره چابهار منتشر شد، بیشتر از همه توجه مرا جلب کرد: «قرار شد ۱۱۰ هکتار از چابهار را بدهیم به مردم افغانستان تا بتوانند یک سرزمین متعلق به خودشان داشته باشند.»

این جمله به نقل از محسن زنگنه، نماینده مجلس منتشر شده و به گفته گزارش‌ها، او از توافق با وزارت صنعت و تجارت افغانستان برای اختصاص حدود ۱۰ هکتار در حاشیه آب‌های بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در محدوده منطقه ویژه اقتصادی این بندر سخن گفته است؛ هدف اعلام‌شده نیز ایجاد زیرساخت برای ترانزیت کالاهای افغانستان از مسیر چابهار عنوان شده است.

خبرگزاری فرارو نیز با انتشار این اظهارات، از برنامه اختصاص بیش از ۱۱۰ هکتار از اراضی چابهار به مردم افغانستان برای ایجاد «سرزمینی متعلق به خودشان» خبر داده است.

اما سؤال اساسی اینجاست:

آیا قرار است بخشی از خاک ایران واقعاً از حاکمیت ایران خارج شود و به افغانستان واگذار شود، یا افغانستان فقط قرار است در خاک ایران زمین و امکاناتی برای فعالیت اقتصادی و ترانزیتی در اختیار داشته باشد؟

اول باید معنای این «واگذاری» روشن شود

در شرایطی که هنوز متن کامل قرارداد و جزئیات حقوقی آن برای افکار عمومی منتشر نشده است، نمی‌توان گفت که ۱۱۰ هکتار از خاک ایران به معنای تغییر مرز و انتقال حاکمیت، به افغانستان واگذار شده است.

گزارش ایران‌وایر نیز موضوع را اختصاص زمین برای «فعالیت‌های اقتصادی و تجاری افغانستان در بندر چابهار» توصیف کرده و نوشته است که جزئیاتی مانند محل دقیق زمین‌ها، نوع قرارداد، مدت بهره‌برداری، مالکیت زمین و میزان مشارکت مردم بومی نیازمند شفاف‌سازی است.

بنابراین میان دو موضوع باید تفاوت گذاشت:

  • واگذاری حاکمیت سرزمینی؛ یعنی تغییر وضعیت حقوقی و مرزهای کشور.
  • اختصاص یا واگذاری زمین برای فعالیت اقتصادی؛ یعنی استفاده یک دولت یا سرمایه‌گذاران خارجی از زمین در چارچوب قراردادی که همچنان در خاک کشور میزبان قرار دارد.

این دو موضوع از نظر حقوقی یکسان نیستند. اما همین ابهام باعث می‌شود عبارت «سرزمین متعلق به خودش» نیازمند توضیح جدی باشد.

چابهار متعلق به چه کسی است؟

چابهار فقط یک قطعه زمین برای تجارت نیست. این منطقه بخشی از خاک ایران و خانه مردمی است که سال‌ها در آن زندگی کرده‌اند. هر تصمیم درباره زمین‌های این منطقه، علاوه بر ابعاد اقتصادی، با زندگی مردم محلی، منابع طبیعی، محیط زیست و آینده نسل‌های بعد ارتباط دارد.

اگر هدف، کمک به افغانستان برای دسترسی بهتر به آب‌های آزاد و توسعه تجارت است، می‌توان درباره مزایا و منافع اقتصادی آن گفت‌وگو کرد. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و استفاده از مسیر چابهار می‌تواند برای تجارت آن اهمیت داشته باشد.

اما پرسش این است که هزینه این همکاری را چه کسی پرداخت می‌کند و منافع آن به چه کسانی می‌رسد؟

آیا مردم چابهار از این توسعه اقتصادی سهمی خواهند داشت؟ آیا جوانان منطقه شغل پیدا می‌کنند؟ آیا زیرساخت‌های آب، درمان، آموزش و مسکن نیز توسعه پیدا می‌کند؟ یا زمین‌های ارزشمند منطقه در اختیار فعالیت‌های اقتصادی قرار می‌گیرد، در حالی که بخشی از مردم محلی همچنان با مشکلات معیشتی و کمبود زیرساخت روبه‌رو هستند؟

حقوق مردم چابهار نباید فراموش شود

مسئله فقط ایران و افغانستان نیست؛ مسئله مهم‌تر، مردم محلی هستند.

ایران‌وایر به نقل از فعالان بلوچ گزارش داده است که اختصاص زمین برای فعالیت‌های اقتصادی افغانستان موضوعی قدیمی است و پرسش درباره سهم مردم بلوچ از این توسعه اقتصادی همچنان مطرح است. این گزارش همچنین به مشکلاتی مانند مسکن، حاشیه‌نشینی، اشتغال و کمبود زیرساخت در چابهار اشاره کرده است.

اگر قرار است سرمایه‌گذاری خارجی در این منطقه افزایش پیدا کند، مردم محلی باید فقط تماشاگر این توسعه نباشند. حق دارند بدانند زمین کجاست، قرارداد با چه نهادی بسته می‌شود، مدت آن چقدر است، چه میزان سرمایه وارد منطقه خواهد شد و چه تعداد فرصت شغلی برای مردم بومی ایجاد خواهد کرد.

توسعه بدون مشارکت مردم، می‌تواند به افزایش فاصله میان مردم و منابع منطقه منجر شود.

و محیط زیست چابهار چه می‌شود؟

در کنار مسئله زمین و حقوق مردم، یک موضوع مهم دیگر وجود دارد: محیط زیست.

چابهار در کنار دریای عمان قرار دارد و توسعه بندری و صنعتی می‌تواند بر ساحل، آب‌های دریایی، زیستگاه‌ها و منابع طبیعی منطقه اثر بگذارد.

بنابراین پیش از اجرای هر طرح بزرگ باید مشخص شود که ارزیابی زیست‌محیطی آن چه می‌گوید. افزایش فعالیت‌های صنعتی و ترانزیتی چه اثری بر آب و خاک منطقه خواهد داشت؟ پسماندها چگونه مدیریت خواهند شد؟ چه نهادی مسئول نظارت بر آلودگی‌های احتمالی است؟ و اگر محیط زیست منطقه آسیب ببیند، مسئولیت جبران آن بر عهده چه کسی خواهد بود؟

محیط زیست چیزی نیست که بتوان آن را بعد از پایان یک پروژه دوباره به حالت اول بازگرداند. بعضی خسارت‌ها ممکن است سال‌ها یا حتی نسل‌ها باقی بمانند.

نگرانی درباره خاک ایران، به معنای دشمنی با افغانستان نیست

باید مراقب باشیم که این بحث به تقابل میان مردم ایران و افغانستان تبدیل نشود. مردم افغانستان نیز حق دارند تجارت کنند، به مسیرهای دریایی دسترسی داشته باشند و برای توسعه اقتصادی کشورشان تلاش کنند.

اما همکاری میان دو کشور نباید به معنای کنار گذاشتن حقوق مردم کشور میزبان باشد.

اگر قرار است افغانستان در چابهار فعالیت اقتصادی داشته باشد، می‌توان درباره یک همکاری منطقه‌ای شفاف و قانونی صحبت کرد؛ همکاری‌ای که در آن مالکیت و حاکمیت، مدت بهره‌برداری، تعهدات طرفین، اشتغال مردم محلی و مسئولیت‌های زیست‌محیطی کاملاً مشخص باشد.

آنچه نگرانی ایجاد می‌کند، ابهام است؛ مخصوصاً وقتی یک مقام رسمی از عبارت «سرزمین متعلق به خودشان» استفاده می‌کند.

پرسش‌هایی که نمی‌توان نادیده گرفت

  • منظور دقیق از «سرزمین متعلق به افغانستان» چیست؟
  • آیا این زمین اجاره داده می‌شود یا حق بهره‌برداری بلندمدت به افغانستان داده خواهد شد؟
  • مالکیت حقوقی زمین در تمام مدت قرارداد با چه نهادی خواهد بود؟
  • آیا حاکمیت و قوانین ایران بر این محدوده به‌طور کامل برقرار خواهد بود؟
  • مدت این توافق چقدر است و شرایط تمدید آن چیست؟
  • مردم بومی چابهار چه سهمی از اشتغال و منافع اقتصادی این پروژه خواهند داشت؟
  • ارزیابی زیست‌محیطی پروژه کجاست و چه نهادی بر اجرای آن نظارت می‌کند؟
  • متن کامل توافق چه زمانی در اختیار مردم و رسانه‌ها قرار خواهد گرفت؟

این پرسش‌ها ضد افغانستان نیستند. ضد توسعه هم نیستند. اتفاقاً پرسش‌های ضروری یک جامعه درباره منابع عمومی و آینده سرزمین خودش هستند.

از تجربه تاریخی باید درس گرفت، نه اینکه تاریخ را تکرار کرد

تاریخ ایران نشان داده است که مسائل مربوط به مرز، سرزمین و منافع خارجی می‌توانند پیامدهایی بسیار فراتر از زمان خود داشته باشند. به همین دلیل، حساسیت جامعه نسبت به هرگونه تصمیم درباره زمین‌های راهبردی قابل درک است.

اما امروز نیز باید میان واگذاری زمین برای فعالیت اقتصادی و انتقال حاکمیت سرزمینی تفاوت قائل شد. تا زمانی که سندی درباره تغییر مرز یا انتقال حاکمیت منتشر نشده، نمی‌توان گفت که بخشی از ایران رسماً از کشور جدا شده است.

آنچه می‌توان و باید مطالبه کرد، شفافیت است.

سخن پایانی

۱۱۰ هکتار شاید در نگاه اول فقط یک عدد باشد؛ اما وقتی این زمین در بندر راهبردی چابهار قرار دارد، دیگر نمی‌توان آن را فقط یک موضوع اقتصادی ساده دانست.

ما هنوز نمی‌دانیم منظور دقیق از «سرزمین متعلق به افغانستان» چیست و آیا این عبارت صرفاً به یک محدوده اقتصادی و تجاری اشاره دارد یا امتیازی فراتر از آن در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، نخستین مطالبه باید انتشار جزئیات توافق و روشن شدن وضعیت حقوقی زمین‌ها باشد.

اگر قرار است این اقدام یک همکاری اقتصادی باشد، مردم حق دارند بدانند شرایط آن چیست. اگر قرار است سرمایه‌گذاری انجام شود، مردم چابهار باید از منافع آن بهره‌مند شوند. اگر قرار است زیرساختی ساخته شود، محیط زیست باید در برابر آسیب‌های احتمالی محافظت شود.

و اگر قرار نیست حتی ذره‌ای از حاکمیت ایران تغییر کند، مسئولان نیز باید این موضوع را صریح، روشن و با ارائه اسناد توضیح دهند تا نگرانی‌ها جای خود را به اطلاعات دقیق بدهند.

خاک، فقط زمین نیست؛ حافظه، زندگی و آینده انسان‌هایی است که در آن زندگی می‌کنند.

منابع خبری

۱. ایران‌وایر، ۸ اکتبر ۲۰۲۶: اختصاص بیش از ۱۱۰ هکتار زمین در چابهار برای فعالیت‌های اقتصادی افغانستان

۲. فرارو، ۸ اکتبر ۲۰۲۶: محسن زنگنه: قرار شد ۱۱۰ هکتار از چابهار را بدهیم به مردم افغانستان

۳. افغانستان اینترنشنال، ۸ اکتبر ۲۰۲۶: نماینده مجلس: ایران بیش از ۱۱۰ هکتار زمین در چابهار به طالبان اختصاص می‌دهد

توضیح: این یادداشت بر اساس گزارش‌های منتشرشده در تاریخ ۸ اکتبر ۲۰۲۶ نوشته شده است. تا زمان انتشار این مطلب، متن کامل توافق و جزئیات حقوقی آن در منابع بررسی‌شده منتشر نشده است؛ بنابراین «جدا شدن بخشی از خاک ایران» به‌عنوان واقعیت قطعی مطرح نشده است.

۱۵ مهر ۱۴۰۵

سیمون دو بووار؛ زنی که درباره آزادی، انتخاب و جایگاه زن نوشت

نگاهی کوتاه به زندگی و اندیشه‌های یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فکری قرن بیستم

بعضی انسان‌ها فقط در زمانه خودشان زندگی نمی‌کنند؛ آن‌ها پرسش‌هایی مطرح می‌کنند که سال‌ها بعد هم ذهن نسل‌های دیگر را درگیر می‌کند. سیمون دو بووار یکی از همین انسان‌ها بود؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که بخش مهمی از زندگی فکری خود را صرف اندیشیدن به آزادی، انتخاب، مسئولیت و جایگاه زنان در جامعه کرد.

🌿 سیمون دو بووار که بود؟

سیمون دو بووار در سال ۱۹۰۸ در فرانسه متولد شد و در سال ۱۹۸۶ در پاریس درگذشت. او از چهره‌های برجسته فلسفه اگزیستانسیالیسم و از نویسندگان مهم قرن بیستم بود.

نام او بیش از هر چیز با اندیشه‌هایش درباره آزادی و وضعیت زنان گره خورده است. او معتقد بود انسان موجودی از پیش تعیین‌شده نیست و انتخاب‌ها، شرایط اجتماعی و مسئولیت فردی نقش مهمی در شکل‌گیری زندگی او دارند.

زندگی فکری او همچنین سال‌ها در کنار ژان‌پل سارتر، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، شکل گرفت؛ با این حال، بووار مسیر فکری مستقل خود را داشت و آثارش تنها به رابطه او با سارتر محدود نمی‌شود.

«آزادی فقط به معنای انتخاب کردن نیست؛ آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان مسئولیت انتخاب‌های خود را نیز بپذیرد.»

📚 «جنس دوم»؛ اثری که نگاه‌ها را تغییر داد

یکی از مهم‌ترین آثار سیمون دو بووار، کتاب «جنس دوم» است که در سال ۱۹۴۹ منتشر شد. این کتاب به یکی از آثار تأثیرگذار در اندیشه فمینیستی قرن بیستم تبدیل شد.

بووار در این اثر درباره وضعیت زنان، نقش جامعه در شکل‌گیری هویت زنانه، مفهوم آزادی، انتخاب، مسئولیت و عشق صحبت می‌کند. پرسش اصلی او این است که چرا زنان در بسیاری از جوامع، نه به عنوان یک انسان مستقل، بلکه در مقایسه با مردان تعریف شده‌اند.

اهمیت «جنس دوم» فقط در موضوع آن نیست؛ بلکه در این است که بووار تلاش کرد نشان دهد بسیاری از نقش‌هایی که طبیعی و تغییرناپذیر به نظر می‌رسند، می‌توانند نتیجه تربیت، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی باشند.

✍️ سیمون دو بووار؛ فقط یک فیلسوف نبود

بووار علاوه بر آثار فلسفی و اجتماعی، رمان‌ها و نوشته‌های autobiographical متعددی نیز منتشر کرد. در نوشته‌های او می‌توان ردپای تجربه‌های شخصی، روابط انسانی، آزادی و تلاش برای پیدا کردن معنای زندگی را دید.

«مهمان»
1943
«خاطرات یک دختر مطیع»
1958
«مرگی بسیار آسان»
1964

💭 چرا هنوز درباره او صحبت می‌کنیم؟

شاید دلیل ماندگاری اندیشه‌های سیمون دو بووار این باشد که پرسش‌های او هنوز برای انسان امروز هم آشنا هستند: من واقعاً چه چیزی را خودم انتخاب کرده‌ام؟ چه چیزهایی را جامعه برای من تعیین کرده است؟ و تا چه اندازه می‌توانم درباره مسیر زندگی خودم تصمیم بگیرم؟

اهمیت او فقط در این نیست که درباره زنان نوشت؛ او درباره انسان، آزادی و مسئولیت انسان در برابر انتخاب‌هایش نیز فکر کرد. به همین دلیل آثارش از مرز زمان و مکان عبور کرده‌اند و هنوز هم خوانده و درباره آن‌ها بحث می‌شود.

سیمون دو بووار در سال ۱۹۸۶ در پاریس از دنیا رفت و در کنار ژان‌پل سارتر در گورستان مون‌پارناس به خاک سپرده شد.

اما شاید بهترین راه برای به یاد آوردن او، فقط نگاه کردن به تاریخ زندگی‌اش نباشد؛ بلکه دوباره پرسیدن همان پرسش‌هایی باشد که او مطرح کرد: آزادی چیست؟ انتخاب ما تا کجا واقعی است؟ و انسان چگونه می‌تواند زندگی خودش را آگاهانه بسازد؟

گاهی یک کتاب، یک پرسش یا حتی یک جمله می‌تواند نگاه انسان را به زندگی تغییر دهد. شاید میراث واقعی سیمون دو بووار نیز همین باشد؛ جرئت پرسیدن، فکر کردن و انتخاب کردن.

سیمون دو بووار فلسفه آزادی زنان اندیشه

۱۳ مهر ۱۴۰۵

جوانان امروز؛ آینده‌ای که از همین حالا ساخته می‌شود

آینده را نمی‌توان شناخت، اما می‌توان آن را از امروز ساخت.


جوان امروز را چقدر می‌شناسیم؟

وقتی درباره جوانان حرف می‌زنیم، خیلی وقت‌ها از آینده صحبت می‌کنیم؛ از اینکه قرار است روزی مسئولیت‌های بیشتری بر عهده بگیرند و جامعه را بسازند. اما شاید یک سؤال مهم‌تر وجود داشته باشد: آیا ما واقعاً جوان امروز را می‌فهمیم؟

جوان امروز در دنیایی بزرگ شده که با نسل‌های قبل تفاوت زیادی دارد. او از کودکی با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، سرعت بالای اطلاعات و ارتباط با جهان روبه‌رو بوده است. چیزهایی را می‌بیند که شاید نسل‌های قبل در تمام زندگی خود تجربه نکرده بودند.

به همین دلیل طبیعی است که نگاهش به زندگی، کار، موفقیت و حتی آینده متفاوت باشد. این تفاوت همیشه نشانه فاصله یا بی‌احترامی نیست؛ گاهی فقط نشانه تغییر زمانه است.

جوانان فقط «نسل آینده» نیستند

ما عادت کرده‌ایم بگوییم جوانان «آینده جامعه» هستند. اما واقعیت این است که آنها فقط متعلق به آینده نیستند. جوانان همین امروز بخشی از جامعه‌اند.

آنها امروز درس می‌خوانند، کار می‌کنند، ایده می‌دهند، هنر خلق می‌کنند، کسب‌وکار راه می‌اندازند و درباره دنیایی که در آن زندگی می‌کنند سؤال می‌پرسند. پس اگر قرار است آینده‌ای بهتر داشته باشیم، باید از همین امروز صدای آنها را بشنویم.

درک کردن، قبل از قضاوت کردن

گاهی خیلی سریع درباره جوانان قضاوت می‌کنیم. می‌گوییم نسل امروز صبر ندارد، مثل گذشته فکر نمی‌کند یا ارزش‌های متفاوتی دارد. اما شاید قبل از قضاوت کردن باید یک قدم عقب‌تر برویم و بپرسیم: چه چیزی باعث شده جوان امروز این‌گونه فکر کند؟

جوانی که درباره آینده شغلی خود نگران است، جوانی که برای استقلال تلاش می‌کند، یا جوانی که میان خواسته‌های خودش و واقعیت‌های زندگی گرفتار شده، قبل از هر چیز نیاز دارد که دیده و شنیده شود.

فهمیدن جوانان به این معنا نیست که با همه انتخاب‌های آنها موافق باشیم. فهمیدن یعنی تلاش کنیم دنیایی را که آنها در آن زندگی می‌کنند، بهتر بشناسیم.

✨ نکته مهم و طلایی

نمی‌توان از جوانان انتظار داشت آینده را بسازند، اما درباره امروز آنها چیزی نپرسید. آینده‌ای که جوانان می‌سازند، از تجربه‌ها، نگرانی‌ها و امیدهای امروز آنها شکل می‌گیرد.

امید؛ چیزی فراتر از یک کلمه

برای ساختن آینده، فقط دانش و امکانات کافی نیست. یک جوان باید باور داشته باشد که تلاشش می‌تواند نتیجه‌ای داشته باشد.

وقتی امید وجود داشته باشد، شکست پایان راه نیست. یک جوان می‌تواند دوباره تلاش کند، مسیرش را تغییر دهد و از تجربه‌هایش چیز تازه‌ای بسازد. اما وقتی احساس کند هیچ راهی برای تغییر وجود ندارد، حتی بهترین استعدادها هم ممکن است خاموش شوند.

به همین دلیل، ساختن آینده بهتر فقط به معنای ایجاد امکانات بیشتر نیست؛ به معنای ایجاد امید و فرصت هم هست.

آینده‌ای که جوانان می‌خواهند

شاید جوانان امروز آینده‌ای بدون مشکل نمی‌خواهند. چنین آینده‌ای اصلاً وجود ندارد. آنها بیشتر از هر چیز به فرصتی نیاز دارند که بتوانند زندگی خودشان را بسازند.

فرصت برای یاد گرفتن، فرصت برای کار کردن، فرصت برای خلاق بودن، فرصت برای اشتباه کردن و مهم‌تر از همه، فرصت برای دوباره شروع کردن.

اگر جامعه بتواند چنین فرصت‌هایی را فراهم کند، جوانان هم می‌توانند بخش بزرگی از راه ساختن آینده را خودشان طی کنند.

نسل‌ها در برابر هم نیستند

تفاوت میان نسل‌ها همیشه وجود داشته و خواهد داشت. اما این تفاوت می‌تواند به جای ایجاد فاصله، فرصتی برای یاد گرفتن باشد.

نسل‌های گذشته تجربه دارند و جوانان نگاه تازه. یکی از گذشته می‌آموزد و دیگری آینده را بهتر می‌بیند. وقتی این دو در کنار هم قرار بگیرند، جامعه می‌تواند از هر دو استفاده کند.

قرار نیست جوانان دقیقاً شبیه نسل‌های قبل باشند. قرار است نسل خودشان باشند و آینده خودشان را بسازند.

🌱 یک سؤال برای امروز

اگر آینده متعلق به جوانان است، امروز ما چه چیزی برای آینده آنها می‌سازیم؟

آینده از همین امروز شروع می‌شود

آینده یک روز ناگهان از راه نمی‌رسد. آینده آرام‌آرام و از انتخاب‌های امروز ساخته می‌شود.

از یک جوان که تصمیم می‌گیرد یاد بگیرد، از کسی که ایده‌ای را دنبال می‌کند، از کسی که با وجود شکست دوباره تلاش می‌کند و از جامعه‌ای که تصمیم می‌گیرد جوانانش را بشنود و درک کند.

شاید بهترین کاری که امروز می‌توانیم انجام دهیم این باشد که به جای اینکه فقط درباره جوانان صحبت کنیم، با آنها صحبت کنیم.

از آنها بپرسیم چه می‌خواهند، چه چیزی نگرانشان می‌کند، چه آینده‌ای را تصور می‌کنند و ما چگونه می‌توانیم در ساختن آن آینده سهمی داشته باشیم.

💛 حرف آخر

جوانان، فقط آینده ما نیستند؛ آنها بخشی از امروز ما هستند.

اگر امروز آنها را بفهمیم، بشنویم و فرصت رشد بدهیم، فردا جامعه‌ای خواهیم داشت که آینده‌اش را با امید و آگاهی ساخته است.

آینده بهتر از جایی دور شروع نمی‌شود؛ از همین امروز، از همین نسل و از همین فرصت‌های کوچک آغاز می‌شود.


#جوانان #آینده #نسل_امروز #امید #جامعه #آینده_بهتر #حقوق_جوانان

۱ مهر ۱۴۰۵

صدای انسان‌ها پشت میله‌ها؛ وقتی زندانیان خواسته‌های خود را بیان می‌کنند

صدای انسان‌ها پشت میله‌ها؛ وقتی زندانیان خواسته‌های خود را بیان می‌کنند

گاهی یک تصویر، بدون نیاز به توضیح طولانی، بخشی از واقعیت زندگی انسان‌هایی را نشان می‌دهد که صدایشان از پشت میله‌های زندان شنیده نمی‌شود. در این تصویر، گروهی از زندانیان در فضای داخلی زندان در کنار یکدیگر نشسته‌اند و برخی از آنان نوشته‌هایی را در دست دارند؛ نوشته‌هایی که بیانگر خواسته‌ها و اعتراض آنان است.