قدرت، وقتی شکست را انکار میکند
ارجاع به مفاهیم دینی در بزنگاههای سیاسی، تاریخی طولانی در جمهوری اسلامی دارد.
آنگاه که هزینههای انسانی، اقتصادی و اجتماعی یک سیاست آشکار میشود، حاکمیت
میکوشد با تغییر میدان معنا، افکار عمومی را از پرسشهای واقعی دور کند. نزاعی که
بیحاصل بوده، «آغاز مرحلهای نو» نام میگیرد و مسئولیتپذیری، در مهِ واژگان
مقدس ناپدید میشود.
جهاد یا تعلیق پاسخگویی؟
مفهوم «جهاد اکبر» در سنت دینی، ناظر بر خودسازی و اخلاق فردی است؛ اما هنگامی که
در متن سیاست خارجی و منازعه نظامی به کار میرود، کارکردی معکوس مییابد. این
جابهجایی معنا، نه برای کاهش رنج انسانها، بلکه برای تعلیق هرگونه پرسش درباره
چرایی تصمیمها و پیامدهای آنهاست.
حقوق بنیادین در سایه روایت رسمی
بر اساس اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله حق حیات، حق امنیت و حق دسترسی به اطلاعات
درست، دولتها موظفاند حقیقت را با شهروندان در میان بگذارند. انکار واقعیتهای
میدانی و پنهانسازی پیامدهای یک سیاست، نقض آشکار این حقوق است. روایتسازی ایدئولوژیک،
جایگزین شفافیت میشود و جامعه، قربانی نخست این جایگزینی است.
قانون، اخلاق و مسئولیت
حتی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حفظ کرامت انسان و پرهیز از فریب
افکار عمومی تصریح شده است. اما هنگامی که قدرت، خود را فراتر از پاسخگویی میبیند،
قانون به متنی تشریفاتی فروکاسته میشود. اخلاق سیاسی، بدون پذیرش خطا و مسئولیت،
تنها نقابی است برای استمرار همان سیاستهای پرهزینه.
جمعبندی
جامعهای که با زبان تقدیسشده از آن خواسته میشود رنج را تحمل کند، دیر یا زود
به این پرسش بازمیگردد: چه کسی پاسخگوی این همه خسارت است؟ تاریخ نشان داده است
که هیچ روایتی، هرچقدر مقدس، نمیتواند برای همیشه جای حقیقت را بگیرد.
سکوت، نه جهاد است و نه فضیلت؛ پرسشگری، نخستین گام برای بازپسگیری کرامت انسانی است.