ترور احمد کسروی؛ وقتی اندیشه در برابر خشونت قرار گرفت
نام: احمد کسروی
زادروز: ۲۹ سپتامبر ۱۸۹۰، تبریز
تاریخ کشتهشدن: ۱۱ مارس ۱۹۴۶، برابر با ۲۰ اسفند ۱۳۲۴
محل: کاخ دادگستری تهران
زمینه فعالیت: تاریخ، زبانشناسی، پژوهش اجتماعی و اصلاح دینی
آثار بحثبرانگیز: شیعیگری، بهاییگری و صوفیگری
احمد کسروی که بود؟
احمد کسروی یکی از چهرههای برجسته فکری ایران در نیمه نخست قرن بیستم بود. او در حوزههایی مانند تاریخ، زبانشناسی و مسائل اجتماعی فعالیت میکرد و در سالهای پایانی زندگی خود، بهطور جدی وارد بحث درباره دین، فرهنگ و اصلاح اجتماعی شد.
کسروی در نوشتههای خود به نقد شدید آنچه خرافه، باورهای غیرعقلانی و برخی سنتهای مذهبی میدانست پرداخت. سه اثر او با عنوانهای «شیعیگری»، «بهاییگری» و «صوفیگری» از جمله آثاری بودند که واکنشهای بسیار شدیدی ایجاد کردند.
چرا کسروی با مخالفت شدید روبهرو شد؟
کسروی تنها درباره یک موضوع مذهبی اظهار نظر نمیکرد؛ او در سالهای پایانی عمر خود، به یکی از صریحترین منتقدان برخی باورهای مذهبی و نقش روحانیت در جامعه تبدیل شده بود.
نوشتههای او درباره شیعه، تصوف و بهاییت باعث شد مخالفان مذهبی او را به اهانت به مقدسات متهم کنند. در مقابل، کسروی دیدگاه خود را بخشی از مبارزه با خرافه و دفاع از عقل و اصلاح اجتماعی میدانست.
نقد یک باور، یک مذهب یا یک نهاد، هرچند ممکن است شدید، توهینآمیز یا از نظر دیگران نادرست تلقی شود، بهخودیخود مجوز سلب حق حیات از منتقد نیست. اختلاف فکری و مذهبی باید در عرصه گفتوگو، نقد و قانون حل شود، نه با خشونت.
نخستین سوءقصد به کسروی
در ۱۸ آوریل ۱۹۴۵، یعنی حدود یک سال پیش از قتل نهایی، نواب صفوی و یکی از همراهانش به نام خورشیدی در تهران به کسروی حمله کردند.
در این حمله از چاقو و اسلحه استفاده شد و کسروی بهشدت زخمی شد و به بیمارستان انتقال یافت. مهاجمان بازداشت شدند اما پس از مدت کوتاهی آزاد شدند.
پس از این حادثه، نواب صفوی اعلامیهای با عنوان «خون و انتقام» منتشر کرد و گروه فدائیان اسلام شکل گرفت. این اتفاق، مرحله مهمی در افزایش تهدیدها علیه کسروی بود.
تهدیدها علیه یک نویسنده
در ماههای بعد، مخالفت با کسروی شدت بیشتری گرفت. برخی روحانیون و گروههای مذهبی خواستار برخورد قضایی با او و ممنوعیت نوشتههایش شدند و در مواردی نیز درخواست مجازات شدیدتر علیه او مطرح شد.
در همین دوره، کسروی همچنان به نوشتن و انتشار دیدگاههای خود ادامه میداد. به این ترتیب، اختلافی که میتوانست در چارچوب گفتوگو، نقد فکری یا روند قانونی دنبال شود، به تهدید جانی تبدیل شد.
۱۱ مارس ۱۹۴۶؛ روز قتل کسروی
در صبح روز ۱۱ مارس ۱۹۴۶، برابر با ۲۰ اسفند ۱۳۲۴، احمد کسروی برای رسیدگی قضایی در کاخ دادگستری تهران حضور داشت.
گروهی از اعضای فدائیان اسلام به رهبری برادران امامی وارد ساختمان دادگستری شدند و در جریان رسیدگی قضایی به کسروی حمله کردند.
کسروی و همراه و منشی قدیمی او، محمدتقی حدادپور، با چاقو و اسلحه مورد حمله قرار گرفتند و هر دو کشته شدند.
این حادثه از این جهت اهمیت تاریخی ویژهای دارد که قتل کسروی در خارج از یک فضای ناشناخته یا دورافتاده اتفاق نیفتاد؛ او در جریان یک روند قضایی و در داخل ساختمان دادگستری تهران کشته شد؛ مکانی که انتظار میرود قانون و امنیت افراد در آن تضمین شود.
آیا این فقط یک اختلاف مذهبی بود؟
از نظر تاریخی، ماجرا را نمیتوان تنها به یک اختلاف شخصی یا مذهبی ساده تقلیل داد. کسروی در سالهای پایانی زندگی خود به یکی از منتقدان سرسخت جریانهای مذهبی و برخی باورهای دینی تبدیل شده بود و در مقابل، گروههایی او را تهدیدی جدی برای باورهای خود میدانستند.
اما از منظر حقوق بشر، مسئله بنیادیتر است: آیا اختلاف درباره دین و عقیده میتواند مجوز خشونت علیه یک انسان باشد؟
پاسخ بر اساس اصول بنیادین حقوق بشر روشن است: اختلاف عقیده باید از طریق گفتوگو، نقد، آموزش و سازوکارهای قانونی دنبال شود؛ نه از طریق قتل و حذف فیزیکی مخالف.
حق حیات؛ بنیادیترین حق انسان
حق حیات یکی از بنیادیترین حقوق انسانی است. ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید:
قتل کسروی را میتوان از منظر همین اصل بررسی کرد. فارغ از اینکه درباره اندیشهها و نوشتههای او چه نظری داشته باشیم، هیچ اختلاف فکری یا مذهبی، ارزش جان انسان را از بین نمیبرد.
آزادی اندیشه و بیان
یکی از موضوعات مهم در زندگی کسروی، مسئله آزادی اندیشه و بیان بود. او دیدگاههایی بسیار تند و جنجالی داشت و مخالفان فراوانی پیدا کرد؛ اما جامعهای که به آزادی اندیشه احترام میگذارد، باید امکان پاسخ دادن به اندیشه را با اندیشه فراهم کند.
ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر حق آزادی عقیده و بیان تأکید میکند؛ حقی که شامل آزادی داشتن عقیده و بیان آن نیز میشود.
البته آزادی بیان به معنای مصونیت همه سخنان از نقد یا مسئولیت قانونی نیست؛ اما پاسخ به یک عقیده، نباید به حذف فیزیکی صاحب آن عقیده تبدیل شود.
حاکمیت قانون چه میگوید؟
یکی از تلخترین جنبههای پرونده کسروی این است که قتل او در محل دادگستری اتفاق افتاد. دادگاه و دستگاه قضایی باید محل اجرای قانون باشند، نه محلی برای انتقامگیری و خشونت.
اگر فردی متهم به اهانت، نشر مطالب خلاف قانون یا هر جرم دیگری باشد، رسیدگی باید از مسیر قانونی انجام شود. مجازات خارج از قانون و خشونت خودسرانه، جایگزین عدالت نیست.
ترور کسروی و مسئولیت تاریخی جامعه
قتل کسروی فقط یک حادثه مربوط به سال ۱۳۲۴ نیست. این حادثه یک پرسش مهم تاریخی را پیش روی جامعه قرار میدهد:
تجربه کسروی نشان میدهد که سرکوب اندیشه و تبدیل اختلاف عقیده به دشمنی مطلق میتواند پیامدهایی بسیار خطرناک داشته باشد.
جامعهای که در آن افراد بتوانند عقاید یکدیگر را نقد کنند، حتی اگر این نقدها تند و ناخوشایند باشند، شانس بیشتری برای حل مسالمتآمیز اختلافات دارد.
آیا نقد کسروی از باورهای دینی باید پذیرفته شود؟
لزوماً نه. خواندن آثار کسروی به معنای پذیرفتن تمام دیدگاههای او نیست. بسیاری از نوشتههای او امروزه نیز میتوانند موضوع نقد تاریخی، دینی و علمی قرار بگیرند.
اهمیت تاریخی کسروی در این نیست که الزاماً همه سخنانش درست بوده است؛ بلکه در این است که او بخش بزرگی از باورهای رایج زمان خود را به چالش کشید و هزینه سنگینی نیز برای این دیدگاهها پرداخت.
میتوان با کسروی مخالف بود، آثار او را نقد کرد و حتی برخی استدلالهای او را نادرست دانست؛ اما مخالفت با اندیشه، نباید به حذف صاحب اندیشه منجر شود.
جمعبندی
احمد کسروی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در داخل دادگستری تهران به قتل رسید؛ پس از آنکه پیشتر نیز هدف سوءقصد قرار گرفته بود.
زندگی و مرگ او بخشی از تاریخ پرتنش ایران معاصر است؛ تاریخی که در آن اختلاف میان دین، سنت، عقل، اصلاح اجتماعی و آزادی اندیشه گاه به تقابلهای بسیار شدید تبدیل شد.
از نگاه حقوق بشری، فارغ از ارزیابی مثبت یا منفی آثار کسروی، یک اصل روشن باقی میماند: هیچ انسان نباید به دلیل عقیده، نوشته یا بیان دیدگاه خود هدف قتل قرار گیرد.
حق حیات، آزادی اندیشه، آزادی بیان و امنیت فردی، حقوقی هستند که باید برای همه انسانها به رسمیت شناخته شوند؛ حتی برای کسانی که عقایدشان با ما متفاوت است. فهرست کتابها آذری یا زبان باستان آذربایجان بهائیگری پندارها تاریخ پانصد ساله خوزستان تاریخچه شیر و خورشید تاریخ مشروطه ایران تاریخ هیجدهساله آذربایجان حاجیهای انباردار چه دینی دارند؟ در پیرامون تاریخ ده سال در عدلیه (خودزندگینامه) زبان پاک زندگانی من (خودزندگینامه) شهریاران گمنام (در سه بخش) شیعیگری ورجاوند بنیاد آذربایجان فی ثمانیة عشر عاما آیین از سازمان ملل متفق چه نتیجه تواند بود؟ افسران ما التشیع و الشیعة الدرةالثمینة (دستور زبان عربی) الطریقة النجمةالدریة (دستور زبان عربی) امروز چاره چیست؟ امروز چه باید کرد؟ انقلاب چیست؟ انگیزیسیون در ایران (ناتمام) بدرالشریعة پاکخویی پرسش و پاسخ پیام به دانشمندان اروپا و آمریکا پیام من به شرق پیدایش آمریکا تاریخچه چپق و غلیان تیشههای سیاست چرا از عدلیه بیرون آمدم (دربارهٔ زندگی خودش) چند تاریخچه چهل مقاله حافظ چه میگوید؟ خدا با ماست خواهران و دختران ما دادگاه در پاسخ بدخواهان در پاسخ حقیقتگو در پیرامون ادبیات در پیرامون اسلام در پیرامون جانوران در پیرامون خرد در پیرامون رمان در پیرامون روان در پیرامون شعر و شاعری در پیرامون شهریگری یا تمدن در پیرامون فلسفه در پیرامون مادیگری در راه سیاست دفاعیات دولت به ما پاسخ دهد دین و دانش دین و سیاست دین و جهان راه رستگاری زبان فارسی و راه رسا و توانا گردانیدن آن سخنرانی کسروی در انجمن ادبی سرنوشت ایران چه خواهد بود؟ سیزدهم مرداد شیخ صفی و تبارش صوفیگری فرهنگ است یا نیرنگ؟ فرهنگ پیمان فرهنگ چیست؟ قانون دادگری قهوةالسورات قیام شیخ محمد خیابانی کار، پیشه و پول کارنامه اردشیر بابکان کاروند کسروی، مجموعه مقالهها و رسالههای احمد کسروی، بهکوشش یحیی ذکا کافنامه کتاب پلوتارخ (ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارخ) گفت و شنید ما از فرهنگ چه میخواهیم؟ ما چه میخواهیم؟ ما و همسایگان مردم یهود (ناتمام) مشروطه بهترین شکل حکومت مشعشعیان نامهای شهرها و دیههای ایران نیک و بد یک دین و یک درفش یکم آذر ۲۲ یکم آذر ۲۳ یکم دیماه ۲۲ یکم دیماه ۲۳ یکم دیماه و داستانش نشریهها ماهنامه پیمان (هشت سال و نیم یا هفت دوره سالانه نشر شد) روزنامه پرچم (یک سال نشرشد) پرچم هفتگی (۷ شماره) پرچم نیمهماهه (۱۲ شماره
منابع
۱. دانشنامه ایرانیکا، مدخل «احمد کسروی ـ ترور»
۲. دانشنامه ایرانیکا، مدخل «احمد کسروی ـ زندگی و آثار»
۳. دانشنامه ایرانیکا، مدخل «فدائیان اسلام»
۴. اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواد ۳ و ۱۹
این نوشته با رویکرد تاریخی و حقوق بشری تهیه شده است. هدف آن دفاع یا حمله به یک باور دینی نیست؛ بلکه بررسی مسئله خشونت علیه یک اندیشمند و اهمیت حق حیات، آزادی اندیشه و حاکمیت قانون است.
