تماشا کردن؛ شکل پنهان همدستی
در فلسفه اخلاق، بیعملی در برابر ظلم، نوعی مشارکت غیرمستقیم در آن تلقی میشود. وقتی خشونت عادی میشود و خون بر خاک میچکد، «تماشا کردن» به انتخابی اخلاقی تبدیل میشود؛ انتخابی که مسئولیت دارد، حتی اگر به ظاهر بیطرفانه باشد.
مشیری، با جسارت شاعرانه، این مسئولیت را بر دوش مخاطب میگذارد: ما نشستیم و تماشا کردیم. این جمله، اعترافی جمعی است؛ اعتراف به سهمی که سکوت در تداوم ظلم دارد.
نانِ آغشته به شرم؛ اقتصادِ بیعدالتی
وقتی شاعر از «شرمِ این نان» سخن میگوید، تنها از لقمهی روزانه حرف نمیزند؛ از اقتصادی میگوید که بر رنج، تبعیض و حذف بنا شده است. نانی که از سفرهی بیعدالتی میآید، هرچند شکم را سیر کند، وجدان را گرسنهتر میکند.
در جامعهای که فقر، سرکوب و تبعیض ساختاری است، زیستن بیسؤال، خود به نوعی همزیستی با ظلم بدل میشود.
مسئولیت جمعی و کرامت انسان
اعلامیه جهانی حقوق بشر، کرامت ذاتی انسان را بنیاد تمام حقوق میداند. اما کرامت تنها در متن قانون زنده نمیماند؛ نیازمند حافظه، حساسیت اخلاقی و واکنش اجتماعی است. جامعهای که به خون عادت کند، به تدریج انسان را فراموش میکند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، اصول متعدد بر حرمت جان انسان تأکید دارند، اما تداوم خشونت، سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر نشان میدهد فاصلهی میان قانون و واقعیت، به شکافی اخلاقی تبدیل شده است.
از شرم تا بیداری
شرم، اگر به آگاهی بدل شود، میتواند نقطه آغاز تغییر باشد. یادآوری خونهایی که بر این خاک ریخته شدهاند، نه برای ماندن در سوگ، بلکه برای جلوگیری از تکرار است. شاعر، ما را به تماشاگر بودن محکوم نمیکند؛ ما را به مسئولیت فرا میخواند.
اگر امروز سخن نگوییم، فردا تاریخ از ما خواهد پرسید: شما کجا ایستاده بودید؟
#فریدون_مشیری #مسئولیت_اجتماعی #حقوق_بشر #کرامت_انسانی ایران
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat #کانون_دفاع_از_حقوق_بشر