۱۸ فروردین ۱۴۰۵
معرفی کتاب تولدی دیگر
سایه نات (نماد چیزی نامرئی، ناشناخته یا سرکوبشده) بر دیوار
اعدام بهمثابه ابزار حکومت؛ عادیسازی مرگ در نظم سیاسی
اعدام در ایران دیگر صرفاً یک مجازات قضایی نیست؛ به رویهای روزمره بدل شده است که در سکوت عمومی تکرار میشود و جان انسانها را بیآنکه فرصت دیدهشدن یا شنیدهشدن داشته باشند، میگیرد. خطرناکترین بخش این چرخه نه فقط مرگ، که عادیشدن آن است؛ لحظهای که جامعه، خسته و محاصرهشده، مرگ را میپذیرد و آن را به حساب «خبر روز» میگذارد.
مرگ بهعنوان سیاست عمومی
وقتی مجازات اعدام با سرعت، تکرار و بیشفافیتی اجرا میشود، از قلمرو عدالت خارج و وارد حوزه سیاست میشود. در این وضعیت، طناب دار نه ابزار اجرای قانون، بلکه زبان حاکمیت است؛ زبانی که با آن ترس تولید میشود، سکوت تحمیل میگردد و نظم مبتنی بر حذف بازتولید میشود.
آمار بهجای انسان
انباشت آمار اعدامها، اگرچه تکاندهنده است، اما همزمان خطر دیگری را نیز در خود دارد: تبدیل انسان به عدد. هر عدد، زندگیای بوده با تاریخ، رابطه، رؤیا و امکان. نظامی که مرگ را به عدد تقلیل میدهد، دقیقاً همان نظامی است که مسئولیت اخلاقی را از خود سلب میکند.
سکوت، همدستی ناخواسته
در برابر چنین روندی، سکوت نه بیطرفی که پذیرش ضمنی است. جامعهای که به تماشای مرگ عادت کند، بهتدریج ظرفیت اعتراض، همدلی و مقاومت اخلاقی خود را از دست میدهد. سکوت، هرچند ناخواسته، به استمرار این چرخه مشروعیت میبخشد.
بررسی حقوقی؛ تعارض آشکار با حقوق بنیادین
بر اساس ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق حیات از بنیادیترین حقوق انسانی است. اجرای گسترده و سیستماتیک اعدام، بهویژه در شرایط فقدان دادرسی عادلانه، نقض مستقیم این اصل جهانی است. حتی در چارچوب قوانین داخلی نیز، استفاده ابزاری از مجازات مرگ، عدالت کیفری را به ابزار سرکوب بدل میکند.
دو تصویر، یک واقعیت
تصویری که در آن طناب دار جای کراوات را میگیرد، تنها یک استعاره نیست؛ روایتی فشرده از واقعیتی است که در آن مرگ، بهجای استثنا، به قاعده تبدیل شده است. مسئله، مقایسه کشورها یا نظامها نیست؛ مسئله این است که هیچ حکومتی با عادیسازی مرگ، «نرمال» نمیشود.
جمعبندی
اعدام، آزمون وجدان جمعی است. پرسش اصلی نه فقط از حاکمیت، که از جامعه است: تا کجا میتوان مرگ را دید و همچنان سکوت کرد؟ مقاومت در برابر عادیسازی اعدام، نخستین گام برای بازگرداندن معنا به حق حیات و کرامت انسانی است.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat #نه_به_اعدام #حقوق_بشر #حق_حیات کانون دفاع از حقوق بشر
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
قدرتی که از درون تهی میشود؛ شکاف مشروعیت در روزهای بحران
در روزهایی که کشور درگیر جنگ، بحرانهای فزاینده و فشارهای چندلایه است، نشانهها بیش از آنکه از انسجام خبر دهند، از شکافی عمیق میان حاکمیت و جامعه پرده برمیدارند. شکافی که بهجای ترمیم، با نمایشهای خیابانی، بسیج نمادهای مذهبی و شعارهای هیجانی، پنهان میشود؛ اما این صحنهها نه نمایش قدرت، که پژواک خلأ مشروعیتاند.
مشروعیت؛ چیزی فراتر از جمعیت و صدا
حامیان این رویکرد ممکن است تجمعها را نشانه حضور و انسجام بدانند؛ اما واقعیت این است که مشروعیت سیاسی از مسیری دیگر شکل میگیرد: رضایت عمومی، احساس نمایندگی، کارآمدی در پاسخ به نیازهای جامعه. هنگامی که این مؤلفهها تضعیف شوند، حتی پرشمارترین تجمعها نیز قادر به پر کردن خلأ اعتماد نخواهند بود.
فریادهایی که اعتماد نمیسازند
فریادهای پرطنین در خیابانها، بیش از آنکه بیانگر اعتماد باشند، پژواک سکوتی اجتماعیاند. سکوتی که میتوان آن را در کنارهگیری، فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه و نشانههای آشکار بیاعتمادی دید؛ نشانههایی که دیگر قابل پنهانکردن نیستند.
امنیت مبتنی بر هراس
گسترش فضای امنیتی، ایستهای بازرسی و حضور نیروهای مسلح در میان مردم، بیش از آنکه اقتدار را تثبیت کند، از نگرانی عمیق حاکمیت حکایت دارد. حکومتی که بر هراس تکیه کند، پیش از هر چیز اعتماد را از دست داده است.
سانسور در جهانی آگاه
قطعهای طولانی اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات، تلاشی برای یکسویهسازی روایت است؛ اما در جهانی که آگاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده، اقناع با محدودیت جایگزین نمیشود. اعتماد محصول شفافیت است، نه سانسور.
سرمایه اجتماعیِ فرسوده
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی و طراحی کمپینهایی برای کشاندن مردم به موقعیتهای پرخطر، نه نشانه همبستگی، که علامت بحرانی عمیق در رابطه دولت و ملت است. مردمی که خود را ابزار ببینند، در لحظات سرنوشتساز همراهی پایدار نخواهند داشت.
قدرتی که آینده را میسوزاند
قدرتی که بر ترس بنا شود، ناپایدار است. حفظ قدرت به هر قیمت، با فرسایش منابع انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی همراه میشود و آینده را تضعیف میکند. آنچه برای نسلهای بعد باقی میماند، نه امکان بازسازی، که زمینی فرسوده و تهی خواهد بود.
جمعبندی
بازسازی مشروعیت با نمایشهای خیابانی ممکن نیست. اعتماد، تنها از مسیر پاسخگویی، شفافیت، احترام به حقوق بشر و بازگشت به اراده واقعی جامعه شکل میگیرد. بدون اینها، هر قدرتی—even اگر پرهیاهو—در درون خود تهی خواهد ماند.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat
۱۵ فروردین ۱۴۰۵
-
«زیر سنگ آسیاب روزگار افتادهایم؛ خوشهی زرّینِ عمر ما چه ارزان، آردشد زیر سنگ آسیاب روزگار؛ معنای فرسایش وقت و کرامت انسا...
-
عقلِ کلِ غایب؛ وقتی مسئولیت، پشتِ نهادها پنهان میشود از حسن روحانی تا محمود احمدینژاد ، از محمد خاتمی تا اکبر هاشمی رفسنجانی ،...
-
تحلیل اقتصادی و حقوقی هزینه بیمه تکمیلی بازنشستگان بر اساس برآورد یک فعال صنفی، در نظام بیمه تکمیلی بازنشستگان تأمین اجتماعی، ارقام...
-
تجارت برده سنگینترین جنایت علیه بشریت است مجمع عمومی سازمان ملل متحد تجارت برده را “سنگینترین جنایت علیه بشریت” توصیف کرد. این تصمیم ب...
-
عدالت برای زنان؛ از تریبونهای جهانی تا واقعیتهای سرکوبشده هفتادمین نشست کمیسیون مقام زن سازمان ملل (CSW70) از...
-
افزایش اعدامهای سیاسی در سایه درگیریهای نظامی گزارشها نشان میدهد همزمان با تشدید درگیریهای نظامی، سهم اعدام زندانیان سیاسی و ...
-
اینترنت زیر دریا و حق دسترسی به ارتباطات بخش عمده اینترنت جهان از کابلهای فیبر نوری زیر دریا عبور میکند؛ ...




