حقوق بشر | محیط زیست | حاکمیت ملی
۱۱۰ هکتار از چابهار؛ «سرزمین متعلق به افغانستان» یعنی چه؟
وقتی پای خاک، مردم و آینده یک سرزمین در میان است، شفافیت دیگر یک انتخاب نیست
یک جمله در خبری که امروز درباره چابهار منتشر شد، بیشتر از همه توجه مرا جلب کرد: «قرار شد ۱۱۰ هکتار از چابهار را بدهیم به مردم افغانستان تا بتوانند یک سرزمین متعلق به خودشان داشته باشند.»
این جمله به نقل از محسن زنگنه، نماینده مجلس منتشر شده و به گفته گزارشها، او از توافق با وزارت صنعت و تجارت افغانستان برای اختصاص حدود ۱۰ هکتار در حاشیه آبهای بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در محدوده منطقه ویژه اقتصادی این بندر سخن گفته است؛ هدف اعلامشده نیز ایجاد زیرساخت برای ترانزیت کالاهای افغانستان از مسیر چابهار عنوان شده است.
خبرگزاری فرارو نیز با انتشار این اظهارات، از برنامه اختصاص بیش از ۱۱۰ هکتار از اراضی چابهار به مردم افغانستان برای ایجاد «سرزمینی متعلق به خودشان» خبر داده است.
اما سؤال اساسی اینجاست:
آیا قرار است بخشی از خاک ایران واقعاً از حاکمیت ایران خارج شود و به افغانستان واگذار شود، یا افغانستان فقط قرار است در خاک ایران زمین و امکاناتی برای فعالیت اقتصادی و ترانزیتی در اختیار داشته باشد؟
اول باید معنای این «واگذاری» روشن شود
در شرایطی که هنوز متن کامل قرارداد و جزئیات حقوقی آن برای افکار عمومی منتشر نشده است، نمیتوان گفت که ۱۱۰ هکتار از خاک ایران به معنای تغییر مرز و انتقال حاکمیت، به افغانستان واگذار شده است.
گزارش ایرانوایر نیز موضوع را اختصاص زمین برای «فعالیتهای اقتصادی و تجاری افغانستان در بندر چابهار» توصیف کرده و نوشته است که جزئیاتی مانند محل دقیق زمینها، نوع قرارداد، مدت بهرهبرداری، مالکیت زمین و میزان مشارکت مردم بومی نیازمند شفافسازی است.
بنابراین میان دو موضوع باید تفاوت گذاشت:
- واگذاری حاکمیت سرزمینی؛ یعنی تغییر وضعیت حقوقی و مرزهای کشور.
- اختصاص یا واگذاری زمین برای فعالیت اقتصادی؛ یعنی استفاده یک دولت یا سرمایهگذاران خارجی از زمین در چارچوب قراردادی که همچنان در خاک کشور میزبان قرار دارد.
این دو موضوع از نظر حقوقی یکسان نیستند. اما همین ابهام باعث میشود عبارت «سرزمین متعلق به خودش» نیازمند توضیح جدی باشد.
چابهار متعلق به چه کسی است؟
چابهار فقط یک قطعه زمین برای تجارت نیست. این منطقه بخشی از خاک ایران و خانه مردمی است که سالها در آن زندگی کردهاند. هر تصمیم درباره زمینهای این منطقه، علاوه بر ابعاد اقتصادی، با زندگی مردم محلی، منابع طبیعی، محیط زیست و آینده نسلهای بعد ارتباط دارد.
اگر هدف، کمک به افغانستان برای دسترسی بهتر به آبهای آزاد و توسعه تجارت است، میتوان درباره مزایا و منافع اقتصادی آن گفتوگو کرد. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و استفاده از مسیر چابهار میتواند برای تجارت آن اهمیت داشته باشد.
اما پرسش این است که هزینه این همکاری را چه کسی پرداخت میکند و منافع آن به چه کسانی میرسد؟
آیا مردم چابهار از این توسعه اقتصادی سهمی خواهند داشت؟ آیا جوانان منطقه شغل پیدا میکنند؟ آیا زیرساختهای آب، درمان، آموزش و مسکن نیز توسعه پیدا میکند؟ یا زمینهای ارزشمند منطقه در اختیار فعالیتهای اقتصادی قرار میگیرد، در حالی که بخشی از مردم محلی همچنان با مشکلات معیشتی و کمبود زیرساخت روبهرو هستند؟
حقوق مردم چابهار نباید فراموش شود
مسئله فقط ایران و افغانستان نیست؛ مسئله مهمتر، مردم محلی هستند.
ایرانوایر به نقل از فعالان بلوچ گزارش داده است که اختصاص زمین برای فعالیتهای اقتصادی افغانستان موضوعی قدیمی است و پرسش درباره سهم مردم بلوچ از این توسعه اقتصادی همچنان مطرح است. این گزارش همچنین به مشکلاتی مانند مسکن، حاشیهنشینی، اشتغال و کمبود زیرساخت در چابهار اشاره کرده است.
اگر قرار است سرمایهگذاری خارجی در این منطقه افزایش پیدا کند، مردم محلی باید فقط تماشاگر این توسعه نباشند. حق دارند بدانند زمین کجاست، قرارداد با چه نهادی بسته میشود، مدت آن چقدر است، چه میزان سرمایه وارد منطقه خواهد شد و چه تعداد فرصت شغلی برای مردم بومی ایجاد خواهد کرد.
توسعه بدون مشارکت مردم، میتواند به افزایش فاصله میان مردم و منابع منطقه منجر شود.
و محیط زیست چابهار چه میشود؟
در کنار مسئله زمین و حقوق مردم، یک موضوع مهم دیگر وجود دارد: محیط زیست.
چابهار در کنار دریای عمان قرار دارد و توسعه بندری و صنعتی میتواند بر ساحل، آبهای دریایی، زیستگاهها و منابع طبیعی منطقه اثر بگذارد.
بنابراین پیش از اجرای هر طرح بزرگ باید مشخص شود که ارزیابی زیستمحیطی آن چه میگوید. افزایش فعالیتهای صنعتی و ترانزیتی چه اثری بر آب و خاک منطقه خواهد داشت؟ پسماندها چگونه مدیریت خواهند شد؟ چه نهادی مسئول نظارت بر آلودگیهای احتمالی است؟ و اگر محیط زیست منطقه آسیب ببیند، مسئولیت جبران آن بر عهده چه کسی خواهد بود؟
محیط زیست چیزی نیست که بتوان آن را بعد از پایان یک پروژه دوباره به حالت اول بازگرداند. بعضی خسارتها ممکن است سالها یا حتی نسلها باقی بمانند.
نگرانی درباره خاک ایران، به معنای دشمنی با افغانستان نیست
باید مراقب باشیم که این بحث به تقابل میان مردم ایران و افغانستان تبدیل نشود. مردم افغانستان نیز حق دارند تجارت کنند، به مسیرهای دریایی دسترسی داشته باشند و برای توسعه اقتصادی کشورشان تلاش کنند.
اما همکاری میان دو کشور نباید به معنای کنار گذاشتن حقوق مردم کشور میزبان باشد.
اگر قرار است افغانستان در چابهار فعالیت اقتصادی داشته باشد، میتوان درباره یک همکاری منطقهای شفاف و قانونی صحبت کرد؛ همکاریای که در آن مالکیت و حاکمیت، مدت بهرهبرداری، تعهدات طرفین، اشتغال مردم محلی و مسئولیتهای زیستمحیطی کاملاً مشخص باشد.
آنچه نگرانی ایجاد میکند، ابهام است؛ مخصوصاً وقتی یک مقام رسمی از عبارت «سرزمین متعلق به خودشان» استفاده میکند.
پرسشهایی که نمیتوان نادیده گرفت
- منظور دقیق از «سرزمین متعلق به افغانستان» چیست؟
- آیا این زمین اجاره داده میشود یا حق بهرهبرداری بلندمدت به افغانستان داده خواهد شد؟
- مالکیت حقوقی زمین در تمام مدت قرارداد با چه نهادی خواهد بود؟
- آیا حاکمیت و قوانین ایران بر این محدوده بهطور کامل برقرار خواهد بود؟
- مدت این توافق چقدر است و شرایط تمدید آن چیست؟
- مردم بومی چابهار چه سهمی از اشتغال و منافع اقتصادی این پروژه خواهند داشت؟
- ارزیابی زیستمحیطی پروژه کجاست و چه نهادی بر اجرای آن نظارت میکند؟
- متن کامل توافق چه زمانی در اختیار مردم و رسانهها قرار خواهد گرفت؟
این پرسشها ضد افغانستان نیستند. ضد توسعه هم نیستند. اتفاقاً پرسشهای ضروری یک جامعه درباره منابع عمومی و آینده سرزمین خودش هستند.
از تجربه تاریخی باید درس گرفت، نه اینکه تاریخ را تکرار کرد
تاریخ ایران نشان داده است که مسائل مربوط به مرز، سرزمین و منافع خارجی میتوانند پیامدهایی بسیار فراتر از زمان خود داشته باشند. به همین دلیل، حساسیت جامعه نسبت به هرگونه تصمیم درباره زمینهای راهبردی قابل درک است.
اما امروز نیز باید میان واگذاری زمین برای فعالیت اقتصادی و انتقال حاکمیت سرزمینی تفاوت قائل شد. تا زمانی که سندی درباره تغییر مرز یا انتقال حاکمیت منتشر نشده، نمیتوان گفت که بخشی از ایران رسماً از کشور جدا شده است.
آنچه میتوان و باید مطالبه کرد، شفافیت است.
سخن پایانی
۱۱۰ هکتار شاید در نگاه اول فقط یک عدد باشد؛ اما وقتی این زمین در بندر راهبردی چابهار قرار دارد، دیگر نمیتوان آن را فقط یک موضوع اقتصادی ساده دانست.
ما هنوز نمیدانیم منظور دقیق از «سرزمین متعلق به افغانستان» چیست و آیا این عبارت صرفاً به یک محدوده اقتصادی و تجاری اشاره دارد یا امتیازی فراتر از آن در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، نخستین مطالبه باید انتشار جزئیات توافق و روشن شدن وضعیت حقوقی زمینها باشد.
اگر قرار است این اقدام یک همکاری اقتصادی باشد، مردم حق دارند بدانند شرایط آن چیست. اگر قرار است سرمایهگذاری انجام شود، مردم چابهار باید از منافع آن بهرهمند شوند. اگر قرار است زیرساختی ساخته شود، محیط زیست باید در برابر آسیبهای احتمالی محافظت شود.
و اگر قرار نیست حتی ذرهای از حاکمیت ایران تغییر کند، مسئولان نیز باید این موضوع را صریح، روشن و با ارائه اسناد توضیح دهند تا نگرانیها جای خود را به اطلاعات دقیق بدهند.
خاک، فقط زمین نیست؛ حافظه، زندگی و آینده انسانهایی است که در آن زندگی میکنند.
منابع خبری
۱. ایرانوایر، ۸ اکتبر ۲۰۲۶: اختصاص بیش از ۱۱۰ هکتار زمین در چابهار برای فعالیتهای اقتصادی افغانستان
۲. فرارو، ۸ اکتبر ۲۰۲۶: محسن زنگنه: قرار شد ۱۱۰ هکتار از چابهار را بدهیم به مردم افغانستان
۳. افغانستان اینترنشنال، ۸ اکتبر ۲۰۲۶: نماینده مجلس: ایران بیش از ۱۱۰ هکتار زمین در چابهار به طالبان اختصاص میدهد
توضیح: این یادداشت بر اساس گزارشهای منتشرشده در تاریخ ۸ اکتبر ۲۰۲۶ نوشته شده است. تا زمان انتشار این مطلب، متن کامل توافق و جزئیات حقوقی آن در منابع بررسیشده منتشر نشده است؛ بنابراین «جدا شدن بخشی از خاک ایران» بهعنوان واقعیت قطعی مطرح نشده است.
