۱۸ فروردین ۱۴۰۵
بررسی انقلاب ۵۷ و انقلاب دی ماه ۱۴۰۴
امروز صدای فریاد عدالتخواهی و آزادی از خیابانهای ایران به گوش میرسه؛ فریادی که ریشه در گذشته داره و در تاریخ ما دوباره تکرار شده. قیام بهمن ۵۷، قیامی بود علیه سرکوب و بیعدالتی، و قیام دیماه ۱۴۰۴ نیز یادآور همان شجاعت و مقاومت مردم ماست؛ مردمی که هنوز حاضرند جون و مال خودشون و رو برای حق حیات و کرامت انسانی فدا کنن امروز ما اینجا ایستادیم تا نهتنها یاد آنانی که در این مسیر جان باختند رو زنده کنیم، بلکه برای آگاهی و مسئولیتپذیری جمعی درباره آیندهای آزاد و انسانی تلاش کنیم.» در ادامه می خوام برگردیم به گذشته
روحالله خمینی به عنوان یه روحانی شیعه و مرجع تقلید در شهر خمین متولد شد و تحصیلات مذهبی خودش رو در شهرهای اراک و قم تکمیل کرد "ظهور" او به معنای تبدیل شدن به رهبر سیاسی برجسته، از میون جامعه روحانیت و در بستر حوادث سیاسی ایران رخ داد
مسیر ظهور او به عنوان رهبر انقلاب ۵۷ رو میتوونیم در چند مرحله خلاصه کنیم :
• او در شهر قم به یک چهره تاثیر گذار تبدیل شد و در میون طلاب و حوزه علمیه نفوذ زیادی پیدا کرد
• آغاز فعالیت سیاسی او ازدهه ۴۰ شروع شد مخالفت علنی او با سیاستهای سکولار محمدرضا شاه، به ویژه برنامههای «انقلاب سفید» و اعتراض شدید به لایحه «کاپیتولاسیون»، باعث شد به عنوان یک منتقد سیاسی مطرح بشه
• به دلیل همین مخالفتها، شاه اون رو به خارج از کشور تبعید کرد . روح الله خمینی حدود ۱۴ سال از سال ۱۹۶۴تا ۱۹۷۹ در نجف، عراق (و مدت کوتاهی در ترکیه و سپس در شهر پاریس فرانسه) زندگی کرد .
بسیاری از مورخان آغاز جدی و بیبازگشت انقلاب را روز (هفدهم دیماه سال ۱۳۵۶) با انتشار مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات میدانند . این مقاله که با نام مستعار «احمد رشیدیمطلق» منتشر شد، حاوی توهینهای تندی به روح الله خمینی بود و او را «هندیزاده» و عامل استعمار نامید .
تنها دو روز پس از انتشار اون مقاله، در نوزدهم دی ۱۳۵۶، طلاب و مردم قم در اعتراض به این توهین به خیابانها اومدند . این تظاهرات با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد و تعدادی از معترضان کشته شدند. این حادثه به عنوان نخستین جرقه جدی انقلاب شناخته میشه که سلسلهای از مراسمهای «چهلم» (منظور برگزاری مراسم برای کشتهشدگان هر شهر در شهر دیگر) را در سراسر ایران به راه انداخت .
«تظاهراتهای گسترده و خونین» در سراسر کشور و «کشتار ۱۷ شهریور» (جمعه سیاه) در میدان ژاله تهران اوج اعتراضات بود .
برخی معتقدند ریشه انقلاب ۵۷ به ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بر می گرده زمانی که اعتراضات گستردهای در پی بازداشت روح الله خمینی رخ داد و با سرکوب شدید مواجه شد. اون واقعه باعث شد مبارزات مذهبی علیه شاه شکل منسجمتری به خودش بگیره .
علاوه بر جرقههای سیاسی، عوامل دیگری هم به عنوان بسترهای اصلی شروع انقلاب ذکر شدهاند:
• تکحزبی شدن کشور (حزب رستاخیز) و سرکوب مخالفان توسط ساواک .
• شکاف طبقاتی و نوسانات اقتصادی ناشی از درآمد نفت و توزیع ناعادلانه ثروت .
• اصلاحات ارضی و انقلاب سفید: تغییرات سریع اجتماعی که با بافت سنتی و مذهبی جامعه همخوونی نداشت و باعث مهاجرت گسترده روستاییان به حاشیه شهرها شد .
• مدرنسازی آمرانه: نادیده گرفتن ارزشهای مذهبی در فرآیند غربگرایی شاه .
و همینطور نطق جنجالی محمدرضا شاه که به نطق «من نیز پیام انقلاب شما را شنیدم» معروفه آخرین سخنرانی تلویزیونی محمد رضا شاه خطاب به ملت ایران بود که در ۱۵ آبان ۱۳۵۷ (تقریباً سه ماه پیش از پایان سلطنت پخش شد .
محمد رضا شاه در این سخنرانی با لحنی متفاوت اظهار داشت: «من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم» و اعتراف کرد که مردم علیه «ظلم و فساد» بهپا خاستهاند .
او وعده داد که اشتباهات گذشته، فشارها، و فساد مالی و سیاسی تکرار نخواهد شد و متعهد شد که پس از برقراری نظم، یک حکومت دمکراتیک بر اساس قانون اساسی ایجاد کنه.
همزمان با این سخنرانیِ آشتیجویانه، او دولت نظامی به نخستوزیری ارتشبد ازهاری را برای کنترل اوضاع معرفی کرد .
گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که متن این سخنرانی توسط رضا قطبی (پسرخاله فرح پهلوی و رئیس وقت رادیو و تلویزیون) تهیه شده بود .
خب چرا این نطق جنجالی بود؟
این نطق از دو سو مورد انتقاد قرار گرفت: انقلابیون اون رو نشونهای از «ضعف و استیصال شاه» و تلاشی دیرهنگام برای فریب افکار عمومی دانستند . در مقابل، بسیاری از حامیان سلطنت نیز معتقد بودند این سخنرانی باعث تضعیف روحیه ارتش و نیروهای وفادار شد، چرا که پادشاه عملاً مشروعیت اقدامات معترضان رو تأیید کرده بود .
انقلاب ۵۷ ایران به طور رسمی از ۱۷ دی ماه ۱۳۵۷ (۷ ژانویه ۱۹۷۹) با نطق جنجالی محمدرضا شاه آغاز شد و با ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (۱۱ فوریه ۱۹۷۹) و تغییر رژیم و پایان سلطنت پهلوی به اوج رسید. در واقع، اوجگیری و وقایع اصلی دوره طی حدود یک سال و یک ماه (تقریباً ۴۴۰ روز) رخ داد. اگرچه ریشهها و نارضایتیها دههها سابقه داشت، اما رخدادهای کلیدی در این سال به طور فشرده و سریع اتفاق افتادند.
در ۲۶ دی ۱۳۵۷ شاه ایران را ترک کرد و در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ روحالله خمینی به کشور بازگشت.
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با اعلام بیطرفی ارتش و کنار رفتن دولت بختیار، تغییر رژیم به صورت عملی تثبیت شد.
بنابراین، اگرچه زمینههای تغییر سیاسی طولانی بود، اما هسته اصلی قیام در حدود یک سال به ثمر رسید..
رهبری انقلاب ۱۳۵۷ ایران مجموعهای از چهرههای مذهبی، سیاسی و گروههای مختلف بود که تحت هدایت واحد آیتالله روحالله خمینی به پیروزی رسید .
میتوان رهبران و چهرههای کلیدی انقلاب ۱۳۵۷ ایران را در چند دستهبندی اصلی بررسی کرد:
۱. رهبری مرکزی
روحالله خمینی: رهبر اصلی که از تبعید مبارزات سیاسی را هدایت میکرد و با بازگشت به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، تغییر رژیم را تثبیت کرد.
۲. اعضای کلیدی شورای انقلاب
این شورا برای مدیریت انتقال قدرت و هماهنگی میان گروهها تشکیل شد.
برخی اعضای مهم آن عبارت بودند از :
مرتضی مطهری: نظریهپرداز و از چهرههای تأثیرگذار فکری انقلاب
سید محمود طالقانی: روحانی محبوب مردم و پلی میان گروههای مختلف
سید علی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد بهشتی: نقش اجرایی و سازماندهی نیروها
۳. چهرههای ملی و دولت موقت
این افراد از جناحهای ملی-مذهبی بودند و به رهبری مرکزی پیوستند:
مهدی بازرگان: نخستوزیر دولت موقت
ابوالحسن بنیصدر و صادق قطبزاده: همراهان گروه مرکزی در امور رسانهای و ارتباطی
۴. گروهها و جریانهای دیگر
سازمانها و احزاب چپ و راست در مبارزات خیابانی و مسلحانه نقش داشتند، اگرچه پس از تثبیت رژیم، نقش آنها کاهش یافت:
سازمان مجاهدین خلق
سازمان چریکهای فدایی خلق
جبهه ملی و نهضت آزادی
تحلیل نقش هر گروه
جریان مذهبی و روحانیت
بیشترین ظرفیت سازماندهی تظاهرات و بسیج مردم را داشت.
شبکه گستردهای از طریق مساجد و اجتماعات مردمی ارتباط داشت.
حول یک رهبری مرکزی متحد بود و توانست اجماع عمومی برای تغییر رژیم ایجاد کند.
نهضت آزادی و جبهه ملی
نقش «پل ارتباطی» میان جامعه داخلی و جامعه بینالملل و طبقه متوسط را ایفا کردند.
هسته اصلی دولت موقت و مدیریت سیاسی را پس از تغییر رژیم تشکیل دادند.
گروههای چپ و چریکی
نقش عملیاتی و نظامی در روزهای پایانی انقلاب داشتند، به ویژه در تسخیر پادگانها و کلانتریها.
با وجود فعالیتهای نظامی، پایگاه اجتماعی وسیع در میان مردم نداشتند و نتوانستند رهبری کلان انقلاب را به دست بگیرند.
جمعبندی حقوق بشری و تحلیلی
اگرچه انقلاب ۱۳۵۷ حاصل ائتلاف گروههای مختلف بود، قدرت اصلی بسیج مردم و سازماندهی تظاهرات میلیونی که ساختار حکومت را تحت فشار قرار داد، در اختیار جریان مذهبی و روحانیت قرار داشت.
در مقابل، گروههای سیاسی ملی-مذهبی نقش قانونی و دیپلماتیک، و گروههای چپ و چریکی نقش عملیاتی و نظامی را ایفا کردند.
این تحلیل نشان میدهد که تأثیر و نفوذ هر جریان یکسان نبوده و ترکیبی از نیروهای اجتماعی، سیاسی و عملیاتی در وقوع تغییرات تاریخی موثر بودهاند.
خب حالا می پردازیم به انقلاب دی ماه ۱۴۰۴
جرقه اولیه اعتراضات از اوایل دی ۱۴۰۴ با انگیزههای اقتصادی (از جمله جهش نرخ ارز) اعتصاب بازار تهران زده شد، اما به سرعت به تمام ۳۱ استان گسترش یافت و به شعارهایی برای تغییر ساختاری تبدیل شد .
اوج درگیریها در روزهای ۱۷ و ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۷ و ۸ ژانویه ۲۰۲۶) گزارش شده . این دوره بهعنوان یکی از گستردهترین و مرگبارترین ناآرامیهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ در تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ثبت شده است.
•تحلیلگران این اعتراضات را نه بهعنوان مجموعهای از رویدادهای جداگانه، بلکه بهمثابه حلقههای یک زنجیره میدانند که میتوان رد آن را تا اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دنبال کرد.
• این قیام در بستر دوره ریاستجمهوری محمد خاتمی و فضای موسوم به «اصلاحات» شکل گرفت. هرچند وعدههایی درباره آزادی بیان داده شده بود، اما:
• نهادهای امنیتی و نظامی قدرت واقعی رو در دست داشتند
• شکاف میان جامعه جوان و حاکمیت عمیقتر شده بود
• سانسور، فشار امنیتی و سرکوب سیاسی ادامه داشت
جرقه این قیام توقیف روزنامه «سلام» بود
• این روزنامه سندی منتشر کرد که نشون میداد طرحی برای محدودسازی مطبوعات در جریانه . توقیف روزنامه خشم دانشجویان رو برانگیخت.
•
• شب ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف «سلام» تجمع کردند.
• اما در نیمهشب:
• نیروهای لباسشخصی
• پلیس
• یگانهای امنیتی
• به کوی دانشگاه تهران یورش بردند و با اقداماتی مث
• ضربوشتم شدید دانشجویان ،
• پرتاب دانشجویان از پنجره و بالکن ،
• تخریب اتاقها و اموال شخصی،
• بازداشتهای گسترده دانشجویان همراه شد
عزتالله ابراهیمنژاد بهعنوان اولین دانشجویی هست که بعد از انقلاب، در اعتراض دانشجویی با گلوله کشته شد.
• پس از حمله:
• اعتراضات به خیابانهای تهران و چند شهر دیگر کشیده شد
• شعارها از دفاع از مطبوعات فراتر رفت و ساختار قدرت رو هدف گرفت
• برای اولینبار بعد از انقلاب، شعارهای رادیکال دانشجویی علنی شد دانشجویان اعتراض به سانسور و محدود کردن آزادی مطبوعات داشتند میخواستند حق آزادی بیان تضمین شود و با
اعتراض به قدرت بلامنازع نهادهای امنیتی میخواستند ساختار سیاسی کشور تغییر کند .
قیام دیماه ۱۳۹۶ یکی دیگه از مهمترین خیزشهای اعتراضی معاصر ایران بود که نقطهی عطفی در تاریخ اعتراضات اجتماعی پس از انقلاب ۵۷ محسوب میشه
از زمینهها و علل بروز این قیام باید به
فشار شدید اقتصادی: گرانی، بیکاری، رکود،
فساد ساختاری و شکاف طبقاتی و ناامیدی اجتماعی ناکامی وعدههای سیاسی، بیاعتمادی به نهادها ،
حذف اقشار فرودست ، کاهش یارانهها، نابرابری مناطق محروم اشاره کرد .
تغییر مطالبات در این قیام گذار از خواستههای صرفاً اقتصادی به اعتراضات سیاسی بود.
از شهرهای کوچک و حاشیهای (مثل مشهد، کازرون، ایذه) شروع شد و سپس گسترش سراسری یافت
رهبری قیام غیرمتمرکز و خودجوش بود بدون احزاب یا چهرههای رسمی.
شعارها صریح و بر علیه کلیت نظام سیاسی بود
حضور جوانان در این قیام پررنگ بود .
این قیام با کنترل شدید اینترنت و رسانهها.
کشتهشدن معترضان و بازداشت هزاران نفر و
پروندهسازی قضایی و اعترافات اجباری سرکوب شد
برای سرکوب از سلاح گرم، گاز اشکآور و تانک قطع اینترنت و محدودسازی شبکههای اجتماعی برای جلوگیری از اطلاعرسانی استفاده کردند .
کشتهشدن صدها نفر (بر اساس گزارشهای مستقل، بیش از ۳۰۰ نفر، برخی منابع تا ۵۰۰+)
نفرگزارش شد و همینطور افراد زیادی از جمله دانشآموزان و فعالان فرهنگی بازداشت شدند .
از پیامدها و اهمیت تاریخی این قیام به
آشکار شدن بحران مشروعیت حکومت بهویژه میان نسل جوان و الهامبخشی برای اعتراضات آینده و توجه جهانی به حقوق بشر در ایران اشاره کرد .
قیام ۱۴۰۴ به عنوان بزرگترین موج اعتراضی بعد از سال ۱۴۰۱ شناخته میشود .
بسیاری از ناظران، قیام ۱۴۰۴ را «تولد دوباره جنبش زن، زندگی، آزادی» میدانند؛ چرا که شعارها و مطالبات محوری آن جنبش (مانند کرامت انسانی و آزادیهای فردی) بار دیگر در ابعادی وسیعتر و با همراهی لایههای اقتصادی جامعه مطرح شده است .
ویژگی اصلی این دوره، انباشت تدریجی خشم و مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هست که در سالهای گذشته بیپاسخ مونده بود . شعارهای سر داده شده در دی ۱۴۰۴ اغلب نسخهبرداری یا تکاملیافته شعارهای سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ هستند که نشوندهنده پیوستگی آرمانهای معترضانه .
در سال ۱۴۰۴، پیوند جدیدی میان «حاشیهنشینان و فرودستان» (مطالبات اقتصادی) با «طبقه متوسط و دانشجویان» (مطالبات سیاسی و مدنی) شکل گرفته که ریشه در تجربههای مشترک سرکوب در سالهای گذشته داره .
سازمانهای بینالمللی مانند عفو بینالملل خاطرنشان کردهاند که قطع سراسری اینترنت و استفاده از نیروی مرگبار در ژانویه ۲۰۲۶، تکرار دقیق همون الگوهایی هست که حکومت در آبان ۹۸ و سال ۱۴۰۱ برای پنهان کردن ابعاد سرکوب به کار برده بود .
در مجموع، قیام ۱۴۰۴ به عنوان نقطه اوج فرآیندی دیده میشود که در آن جامعه ایران از مطالبات اصلاحطلبانه عبور کرده و به فاز «نفی کامل سیستم» رسیده .
دیماه ۱۴۰۴ در ایران، تنها مجموعهای از اعتراضهای اقتصادی نبود؛ فریادی بود از انباشته شدن خشم، فقر، تحقیر و فرسودگی روح جمعی یک ملت. خیابونا دوباره صحنهی تقابل مردم با ساختاری شدند که سالها وعده عدالت داده اما ثمرهاش تبعیض، سرکوب و فروپاشی کرامت انسانی بوده .
قطع اینترنت، بازداشتهای گسترده، تیراندازی مستقیم و سرکوب عریان، نه فقط نشانهی اقتدار، بلکه نشانهی ترس بود. ترس حکومتی که مشروعیتش رو در نگاه مردم از دست داده و تنها ابزار باقیماندهاش زوره .
در این میون، بدن انسان به میدان نبرد تبدیل شد؛ حقی که باید مصون میبود، قربانی بقاگرایی قدرت شد.
این رخداد، ناخواسته ذهن جامعه رو به سوی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ میکشونه ؛ انقلابی که با امید آغاز شد و با واقعیتی تلخ ادامه یافت.
شباهتهای این دو قیام ؛ خشم مشترک با آرزوی مشترک
هر دو دوره، از یک نقطهی مشترک تغذیه میشن: احساس بیعدالتی. در هر دو، مردم به خیابون اومدند نه برای هیجان، بلکه برای بقا. در هر دو، سرکوب پاسخ نخست حکومت بود. بدنها زخمی شدند، صداها خاموش شدند، اما حافظهی جمعی زنده موند . در این قیام مطالبه کرامت انسانی بود .
بر اساس ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت داره . ماده ۱۹ حق آزادی بیان رو تضمین میکنه و ماده ۲۰ حق تجمع مسالمتآمیز رو به رسمیت میشناسه . قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز در اصول ۲۷ و ۳۲ حق تجمع و منع بازداشت خودسرانه رو به رسمیت میشناسه اما در واقعیت ایران، خیابون به محل سلب همین حقوق تبدیل شده و این اصول بارها در عمل نقض شدند .
تفاوتهای این دو قیام ؛ تجربهای که دیگه ساده نیست
انقلاب ۵۷ نیز از خشم و نارضایتی زاده شد؛ از خفقان سیاسی، نابرابری اجتماعی و سلطهی امنیتی. مردم متحد شدند، رهبری داشتند و تصویری روشن از «نه» گفتن به وضع موجود. اما تصویر «آینده» مبهم بود. آرمان آزادی، در نهایت در ساختاری فرو رفت که خود بازتولیدکنندهی محدودیت، کنترل و حذف شد. تاریخ، گاه با نیتهای پاک ساخته میشه اما با غفلت از سازوکار قدرت، به نتایجی ناخواسته ختم میگردد .
دیماه ۱۴۰۴ رهبر واحد نداره . جامعه تکثر یافته، آگاهتر و زخمخوردهتره . مردم دیگه به وعدههای نجاتبخش ساده اعتماد ندارن . انقلاب ۵۷ شبکهی سنتی سازماندهی داشت؛ امروز شبکههای دیجیتال نقش دارند که با قطع اینترنت شکننده میشن مهمتر از همه، حکومت با تحمیل دین و محدود کردن آزادیها، بسیاری از جوونا رو از اعتقاد سنتی و محافظهکارانه دور کرده .
نسل امروز آگاه، پرسشگر و منتقده و میدونه عدالت و حقوق انسانی چیه ؟
قیامهای اخیر، از جمله دیماه ۱۴۰۴، نتیجهٔ ترکیب ناامیدی از حکومت و آگاهی نسل جوونه
نسل جدید دیگر مثل مردم قبل از انقلاب ۵۷ با دین بهصورت سنتی و مطلق زندگی نمیکنه بلکه میخواد دین و اخلاق جدا از سرکوب و زور وجود داشته باشه نسل امروز تجربهی شکست آرمانهای دیروز رو در حافظهی خودش حمل میکنه .
مقایسه کشتار شهروندان در قیام دیماه ۱۴۰۴ و انقلاب بهمن
تاریخ سیاسی ایران بارها با خون نوشته شده . از خیابونهای بهمن ۵۷ تا کوچههای زخمی دیماه ۱۴۰۴، یک پرسش تکرار میشه : چرا حاکمیتها به جای شنیدن صدای مردم، ماشه رو میکشه ؟ مقایسه شیوه و منطق کشتار در این دو مقطع، نه فقط یک بررسی تاریخی، بلکه واکاوی نسبت قدرت با جان انسانه نسبتی که در آن، بدن شهروند به ابزار تثبیت سلطه تبدیل میشه
کشتار در بهمن ۵۷؛ خشونتِ یک نظام در حال فروپاشی
در ماههای منتهی به سقوط حکومت پهلوی بود خیابونا شاهد تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی به سوی معترضان بودند. حکومت نظامی، تانک در شهر، شلیک به تظاهرات، و رخدادهایی مانند جمعه سیاه، نشون میداد که قدرت سیاسی در آخرین تلاش برای بقا، به خشونت عریان پناه برده . اما این خشونت بیشتر واکنشی، پراکنده و گاه نامنظم بود و این نشونهای از فرسایش اقتدار و شکاف در بدنه ارتش محسوب می شد
با وجود کشتهشدن صدها نفر، دستگاه سرکوب انسجام مطلق نداشت. بخشی از نیروها از شلیک سر باز میزدند و همدلی اجتماعی با مردم افزایش یافته بود. خشونت اگرچه واقعی و مرگبار بود، اما توان متوقفکردن موج اعتراض رو نداشت و نهایتاً قدرت سیاسی فرو ریخت.
کشتار در دیماه ۱۴۰۴
خشونتِ یک نظام تثبیتشده و امنیتیه
در قیام دیماه ۱۴۰۴، الگوی خشونت شکل دیگه ای داشت: سازمانیافته، سریع، گسترده و مبتنی بر کنترل کامل اطلاعات. قطع سراسری اینترنت، شلیک مستقیم، استفاده از گلوله جنگی و بازداشتهای انبوه، نشون دهنده دستگاهی امنیتی هست که تجربهی چند دهه سرکوب رو در اختیار داره در اینجا خشونت نه واکنش اضطراری، بلکه بخشی از راهبرد حکمرانیه
بدن معترض، نه فقط تهدید امنیتی، بلکه «مسئله سیاسی» تلقی میشه؛ حذف فیزیکی، ارعاب روانی و خاموشسازی جمعی، همزمان اعمال میشه تفاوت اصلی اینجاست: در دیماه ۱۴۰۴، سرکوب نه نشانه ضعف فوری حکومت، بلکه نشانه نهادینهشدن منطق زوره .
در مقایسه اخلاقی جون انسان در معادله قدرت
در هر دو دوره است در قیام ۱۴۰۴ جون انسان قربانی حفظ قدرت شد. اما در ۵۷، خشونت بیشتر محصول ترس از سقوط بود؛ در قیام ۱۴۰۴، خشونت تبدیل به ابزار دائمی حکمرانی شده . اگر در انقلاب ۵۷ هنوز امکان فروپاشی ماشین سرکوب وجود داشت، امروز سرکوب به صورت شبکهای، فناورانه و متمرکز عمل میکنه
این تحول، یک بحران اخلاقی عمیق رو نشان میده وقتی مرگ شهروند به یک عدد آماری تقلیل مییابد، جامعه وارد مرحلهای از بیحسی جمعی میشه که این خود، خطرناکتر از خود خشونته
آمارهای متفاوتی از تعداد کشتهشدگان منتشر شده شورای عالی امنیت ملی ایران در آماری رسمی تعداد کشتهها را ۳,۱۱۷ نفر (شامل غیرنظامیان و نیروهای امنیتی) اعلام کرد . با این حال، سازمانهای حقوق بشری و گزارشگر ویژه سازمان ملل، آمار جانباختگان را بسیار بالاتر و بین ۵,۰۰۰ تا بیش از ۳۰,۰۰۰ نفر تخمین زدهاند.
برآوردها نشون میده که بیش از ۲۶,۰۰۰ نفر در جریان این اعتراضات بازداشت شدن .
از ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶)، دولت ایران یکی از پیچیدهترین و گستردهترین قطعهای اینترنت رو اعمال کرد که حتی شبکه ملی (اینترانت) رو نیز تحت تأثیر قرار داد .
گزارشهای بینالمللی حاکی از اینه که اگرچه اعتراضات خیابونی گسترده نسبت به اوایل ژانویه فروکش کرده، اما وضعیت همچنان متشنجه و بسیاری از کسبوکارها به دلیل بیثباتی اقتصادی و قطع اینترنت با ظرفیت حداقلی فعالیت میکنن .
این دوره از اعتراضات به دلیل شدت سرکوب و استفاده از نیروهای زمینی سپاه در برخی استانها مانند کرمانشاه، در رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای داشته و منجر به صدور قطعنامههای محکومیت در شورای حقوق بشر سازمان ملل شده .
«وظیفه» مردم برای تغییر حکومت، یک مسئله حقوقی نیست، بلکه موضوعی مربوط به حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت، و فلسفه سیاسیه .
بر اساس اصول حقوق بینالملل، مردم یک کشور حق دارند سرنوشت خودشون و تعیین کنند و نوع حکومتشون رو انتخاب کنن، اما هیچ «وظیفه» حقوقی بینالمللی برای این کار وجود نداره
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (که ایران نیز از امضاکنندگان اونه ) بر حق همه مردم در تعیین آزادانه وضعیت سیاسی خود تأکید داره . این یک حقه ، نه یک اجبار یا وظیفه.
در شرایطی که حکومت حقوق اساسی مردم رو نقض میکنه (مث حق حیات، آزادی بیان، و تجمع مسالمتآمیز)، سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و نهادهایی مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل، مکرراً حکومت ایران رو به دلیل سرکوب اعتراضات و عدم رعایت تعهدات بینالمللی محکوم کرده اند ..
برخی از چهرههای بینالمللی، مانند رئیس جمهور اسرائیل، اظهار داشتهاند که مردم ایران «شایسته تغییر» هستند و این تصمیم نهایی باید توسط خود مردم ایران گرفته بشه اما مداخله خارجی توصیه نمیشه.
بنابراین، این مردم ایران هستند که بر اساس شرایط داخلی، آگاهی سیاسی و مطالبات خود تصمیم میگیرند که آیا خواهان تغییر حکومت هستند یا خیر، و اگر بله، از چه راهی. این یک تصمیم کاملاً داخلی و برآمده از اراده جمعی مردمه ، نه یک وظیفه از پیش تعیین شده بینالمللی .
مطالعه دخالت کشورهای خارجی در امور ایران همواره یکی از پیچیدهترین و حساسترین مباحث در تحلیلهای سیاسی بوده بر اساس گزارشها و تحلیلهای موجود تا ژانویه ۲۰۲۶، میتوان این موضوع رو در سه سطح بررسی کرد:
۱. دخالت در روند اعتراضات اخیر (۱۴۰۴ / ۲۰۲۶):
• دیدگاه جمهوری اسلامی: مقامات ایران همواره اعتراضات داخلی رو به «توطئه دشمنان خارجی» بهویژه ایالات متحده، اسرائیل و عربستان سعودی نسبت میدن و مدعی هستن که این کشورها از طریق حمایت رسانهای و مالی به دنبال بیثباتی در ایران هستند .
• دیدگاه معترضان و ناظران مستقل: تحلیلگران معتقدند اگرچه کشورهای خارجی از طریق دیپلماتیک یا رسانهای از جنبشهای مدنی حمایت میکنند، اما ریشه اصلی اعتراضات در مسائل داخلی (اقتصادی و سیاسیه) و نسبت دادن آن به خارج، تلاشی برای نادیده گرفتن مطالبات مردمه .
۲. دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم تاریخی:
• تاریخ ایران شاهد دخالتهای مستقیم بوده مانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که توسط بریتانیا و آمریکا برای سرنگونی دولت مصدق طراحی شد. این واقعه تأثیر عمیقی بر بدبینی ایرانیان نسبت به نیت قدرتهای خارجی گذاشت .
• در جریان انقلاب ۵۷ نیز، کنفرانس گوادلوپ و تصمیم قدرتهای غربی برای توقف حمایت از شاه، یکی از نقاط بحثبرانگیز در تاریخ دخالتهای غیرمستقیم محسوب میشه .
بسیاری از کارشناسان تحریمهای اقتصادی گسترده رو نوعی «دخالت خارجی» میدونن که با هدف فشار بر حکومت اعمال شده، اما فشار اصلی اون بر معیشت مردم عادی بوده .
در ژانویه ۲۰۲۶، جامعه بینالمللی از طریق فشارهای حقوق بشری و قطعنامههای سازمان ملل در حال اثرگذاری بر وضعیت داخلی ایرانه. این اقدامات از نظر برخی «حمایت از حقوق بشر» و از نظر برخی دیگر «دخالت در حاکمیت ملی» تلقی میشه.
دخالت خارجی در ایران همواره مانند یک «تیغ دو لبه» عمل کرده ؛ از یک سو میتوونه باعث انزوای سیاسی حکومت و جلب توجه جهانی به حقوق مردم بشه ، و از سوی دیگه میتوونه به حکومت بهانهای برای سرکوب بیشتر تحت عنوان «مقابله با عوامل خارجی» بده . اکثر تحلیلگران بر این باورند که هرگونه تغییر پایدار باید درونزا و به دست خود مردم ایران باشه تا مشروعیت ملی داشته باشه .
جامعه امروز تجربه تاریخی ۵۷ رو با خودش حمل میکنه . مردم میدونن که تغییر سیاسی بدون تضمین حقوق بشر میتوونه به بازتولید خشونت بینجامه. همین آگاهی، هم
هم امیده و هم زخم . ترس از تکرار چرخه خون، یکی از عوامل پیچیدهبودن کنش جمعی امروزه
نتیجه؛ خشونت مشروعیت نمیسازه
هیچ حکومتی با گلوله مشروع نمیشه کشتار ممکنه سکوت موقت ایجاد کنه اما حافظه تاریخی رو خاموش نمیکنه . دیماه ۱۴۰۴ نشون داد که شکاف میون جامعه و قدرت، عمیقتر از اونه که با زور ترمیم بشه . مقایسه با ۵۷ به ما هشدار میده : اگر کرامت انسان مبنای سیاست قرار نگیره ، تاریخ بار دیگه با خون بازنویسی خواهد شد
دیماه نه پایانه و نه آغاز مطلق؛ نشونه ای از جامعهای هست که دیگه نمیتوونه سکوت کنه آینده هنوز نوشته نشده . اما اگر حافظهی تاریخی جدی گرفته نشه، خطر بازتولید چرخهی قدرت، سرکوب و ناامیدی همچنان باقی خواهد موند. آزادی تنها با تغییر حاکمیت حاصل نمیشه ؛ با نهادسازی، قانونگرایی، احترام به حقوق بشر و بلوغ جمعی معنا پیدا میکنه .
دیماه ۱۴۰۴ سند دیگریه بر شکاف عمیق میون متن قانون و واقعیت زیستهی مردمه و پرسش نهایی؛ آیا تاریخ آگاهتر بازخواهد گشت؟
افزایش اعدامهای سیاسی در سایه درگیریهای نظامی
افزایش اعدامهای سیاسی در سایه درگیریهای نظامی گزارشها نشان میدهد همزمان با تشدید درگیریهای نظامی، سهم اعدام زندانیان سیاسی و ...
-
عقلِ کلِ غایب؛ وقتی مسئولیت، پشتِ نهادها پنهان میشود از حسن روحانی تا محمود احمدینژاد ، از محمد خاتمی تا اکبر هاشمی رفسنجانی ،...
-
تجارت برده سنگینترین جنایت علیه بشریت است مجمع عمومی سازمان ملل متحد تجارت برده را “سنگینترین جنایت علیه بشریت” توصیف کرد. این تصمیم ب...
-
«زیر سنگ آسیاب روزگار افتادهایم؛ خوشهی زرّینِ عمر ما چه ارزان، آردشد زیر سنگ آسیاب روزگار؛ معنای فرسایش وقت و کرامت انسا...
-
عدالت برای زنان؛ از تریبونهای جهانی تا واقعیتهای سرکوبشده هفتادمین نشست کمیسیون مقام زن سازمان ملل (CSW70) از...
-
مدرسه حقانی؛ مهندسی ایدئولوژیک قضاوت و تولد قاضیان امنیتی در تاریخ معاصر ایران، نهادهایی وجود داشتهاند که نقش آنها صرفاً آموزشی نبوده...
-
همیشه خورشید در تاریکترین نقطه طلوع میکند در جهانی که تاریکی و سرکوب گاهی بر زندگی مردم سایه میافکند، امید و نور همیشه راه خ...
-
یکشبه آیتالله؛ از ولایت فقیه تا ولایت موروثی در نظامهایی که قدرت بر قانون غلبه میکند، «عنوان» جای «صلاحیت» را میگیرد و «نَسَب» جای «انت...
