۱ شهریور ۱۴۰۵




ختنه دختران و زنان،  وقتی سنت بر حق انسان بر بدن خود غلبه می‌کند
 

  مسئله‌ای که نباید در سکوت باقی بماند ختنه دختران و زنان، که در ادبیات حقوق بشری و پزشکی از آن با عنوان ناقص‌سازی اندام جنسی زنان (FGM) یاد می‌شود، یکی از جدی‌ترین اشکال نقض حقوق دختران و زنان است

مسئله‌ای که نمی‌توان آن را صرفاً یک رسم، سنت خانوادگی یا موضوعی پزشکی دانست. پشت هر مورد از این عمل، انسانی قرار دارد؛ دختری که ممکن است در سنین بسیار پایین، بدون آنکه مفهوم تصمیمی را که برای بدنش گرفته‌اند بداند، با تغییری برگشت‌ناپذیر در بدن خود مواجه شود. پرسش اصلی اینجاست: آیا می‌توان درباره بدن یک انسان تصمیمی برگشت‌ناپذیر گرفت، بدون آنکه خودش امکان انتخاب داشته باشد؟ از منظر حقوق بشر، پاسخ روشن است: حق بر تمامیت جسمانی، کرامت انسانی و برخورداری از سلامت، نباید قربانی فشار اجتماعی، ترس از طرد شدن یا باورهای تثبیت‌شده شود. 

ختنه دختران دقیقاً چیست؟

 ختنه دختران و زنان به مجموعه‌ای از اقداماتی گفته می‌شود که در آنها بخشی از اندام تناسلی خارجی دختر یا زن، بدون ضرورت پزشکی، بریده، آسیب‌دیده یا تغییر داده می‌شود. این عمل شکل‌های مختلفی دارد و شدت آن در جوامع مختلف متفاوت است. اما یک ویژگی مشترک دارد: این اقدام برای بدن سالم یک دختر یا زن، ضرورت پزشکی ندارد و می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد. همچنین باید میان ختنه دختران و ختنه پسران تمایز قائل شد؛ این دو از نظر آناتومی، انواع مداخله، پیامدهای احتمالی و زمینه‌های اجتماعی و حقوقی یکسان نیستند و نمی‌توان صرفاً با استفاده از یک واژه، آنها را هم‌ارز دانست. 

 وقتی «انتخاب» وجود ندارد

 یکی از مهم‌ترین ابعاد حقوق بشری این مسئله، موضوع رضایت است. کودکی که در چند سالگی یا نوجوانی تحت این عمل قرار می‌گیرد، معمولاً توانایی لازم برای درک پیامدهای دائمی چنین تصمیمی را ندارد. ممکن است خانواده، بستگان یا جامعه به جای او تصمیم بگیرند. اما بدن کودک، ملک خانواده نیست. والدین مسئول مراقبت از کودک هستند، اما این مسئولیت به معنای داشتن اختیار نامحدود برای ایجاد آسیب غیرضروری و برگشت‌ناپذیر در بدن او نیست. در اینجا یک اصل مهم حقوق بشری مطرح می‌شود: کودک نیز صاحب حق است. حق بر سلامت، حق بر کرامت، حق بر حمایت در برابر خشونت و حق شنیده‌شدن، حتی در دوران کودکی وجود دارد. 

فشار اجتماعی؛ چرا برخی خانواده‌ها این کار را انجام می‌دهند؟

 برای مبارزه مؤثر با ختنه دختران، نباید تنها از خانواده‌ها پرسید: «چرا این کار را انجام می‌دهید؟» باید پرسید: چه چیزی باعث می‌شود یک خانواده احساس کند اگر این کار را انجام ندهد، دخترش از جامعه طرد خواهد شد؟ در بسیاری از جوامعی که این رسم وجود دارد، خانواده‌ها ممکن است خودشان نیز تحت فشار اجتماعی باشند. گاهی تصور می‌شود دختری که ختنه نشده، برای ازدواج مناسب نیست، «پاک» محسوب نمی‌شود یا ممکن است خانواده‌اش مورد قضاوت قرار گیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط تصمیم یک پدر یا مادر نیست؛ بلکه شبکه‌ای از باورها، فشارهای اجتماعی، ترس‌ها و انتظارات نسلی در میان است. به همین دلیل، مبارزه با این پدیده تنها با سرزنش خانواده‌ها امکان‌پذیر نیست. باید چرخه فشار اجتماعی شکسته شود. --- سنت، مجوز نقض حقوق بشر نیست احترام به فرهنگ‌ها و سنت‌های گوناگون، بخش مهمی از گفت‌وگوی میان جوامع است. اما احترام به فرهنگ به این معنا نیست که هر عملی را صرفاً به دلیل سنتی بودن، غیرقابل نقد بدانیم. فرهنگ‌ها در طول تاریخ تغییر کرده‌اند. بسیاری از رفتارهایی که زمانی عادی تلقی می‌شدند، امروز از منظر حقوق بشر پذیرفته نیستند. در مقابل، بسیاری از سنت‌های ارزشمند نیز همچنان به زندگی و هویت جوامع معنا می‌دهند. بنابراین بحث بر سر «سنت یا فرهنگ» نیست. بحث بر سر این است که: آیا یک سنت می‌تواند حقوق بنیادین یک انسان را نادیده بگیرد؟ وقتی سلامت و تمامیت جسمانی یک کودک در معرض آسیب قرار می‌گیرد، نمی‌توان تنها با گفتن «این رسم ماست» موضوع را تمام‌شده تلقی کرد. 

 بدن زن؛ سرزمینی که دیگران نباید درباره آن تصمیم بگیرند

 ختنه دختران را می‌توان از زاویه گسترده‌تری نیز دید: کنترل اجتماعی بدن زنان و دختران. در بسیاری از جوامع، بدن زن تنها یک امر شخصی تلقی نمی‌شود؛ بلکه خانواده، جامعه و هنجارهای اجتماعی درباره آن اظهار نظر می‌کنند. اینکه زن چگونه لباس بپوشد، چگونه رفتار کند، چه زمانی ازدواج کند، چه کسی درباره بدن او تصمیم بگیرد و حتی چگونه درباره مسائل جنسی خود فکر کند، گاهی تحت نظارت اجتماعی قرار می‌گیرد. در این میان، ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یکی از شدیدترین نمونه‌های مداخله در تمامیت جسمانی دختران است. حق بر بدن یعنی انسان بتواند درباره بدن خودش، تا جایی که قانون و حقوق دیگران اقتضا می‌کند، تصمیم بگیرد. این حق نباید فقط برای بزرگسالان و در شرایط ایده‌آل مطرح شود؛ بلکه باید از کودکی مورد حمایت قرار گیرد. 

 پیامدهای جسمی

 زخمی که ممکن است سال‌ها باقی بماند پیامدهای این عمل برای همه افراد یکسان نیست و به نوع مداخله، شرایط انجام آن، وضعیت سلامت فرد و عوامل دیگر بستگی دارد. اما می‌تواند با عوارضی مانند درد شدید، خونریزی، عفونت، مشکلات ادراری و سایر عوارض جسمی همراه باشد. برخی پیامدها نیز ممکن است سال‌ها بعد آشکار شوند؛ از جمله مشکلات مرتبط با قاعدگی، روابط جنسی، بارداری و زایمان. این نکته اهمیت زیادی دارد: نباید سلامت دختران را با فرض اینکه «اتفاقی نمی‌افتد» به خطر انداخت. وقتی یک اقدام پزشکی ضروری نیست و در عین حال می‌تواند آسیب ایجاد کند، اصل احتیاط و حمایت از سلامت کودک اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

 زخم‌های نامرئی

روان انسان هم بخشی از بدن اوست گاهی درباره ختنه دختران فقط از خونریزی، درد یا عوارض جسمی صحبت می‌شود؛ اما تجربه یک عمل اجباری یا ترسناک در دوران کودکی می‌تواند آثار روانی نیز داشته باشد. ترس، اضطراب، احساس شرم، بی‌اعتمادی، ناراحتی از بدن و تجربه آسیب روانی، از جمله موضوعاتی هستند که باید در حمایت از قربانیان مورد توجه قرار گیرند. نمی‌توان گفت چون زخم روی پوست دیده نمی‌شود، پس وجود ندارد. سلامت روان نیز بخشی از سلامت انسان است. به همین دلیل، حمایت از زنانی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند، نباید فقط به درمان جسمی محدود شود. آنها به امنیت، احترام، حمایت روانی و فضایی بدون قضاوت نیاز دارند. 

چرا قربانی را نباید سرزنش کرد؟ 

 یکی از خطرناک‌ترین واکنش‌ها در برابر این مسئله، سرزنش قربانی است. دختری که در کودکی تحت این عمل قرار گرفته، تصمیم‌گیرنده نبوده است. زنی که سال‌ها بعد درباره تجربه خود صحبت می‌کند، نباید به خاطر آنچه دیگران بر بدنش انجام داده‌اند، شرمنده شود. مسئولیت نباید از کسی که آسیب دیده به کسی که آسیب را ایجاد کرده یا ساختاری که آن را امکان‌پذیر کرده، منتقل شود. شرم متعلق به قربانی نیست. جامعه باید به جای پرسیدن «چرا اجازه دادی؟» از خود بپرسد: چرا این کودک امکان انتخاب و محافظت از بدن خود را نداشت؟ --- نقش مردان در این مسئله مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی زنان تنها وظیفه زنان نیست. مردان نیز بخشی از جامعه‌اند و می‌توانند در تغییر هنجارهایی که به تداوم این رسم کمک می‌کنند، نقش داشته باشند. پدران، برادران، همسران، معلمان، رهبران اجتماعی و مذهبی و سایر مردان می‌توانند در تغییر نگرش جامعه نقش مؤثری داشته باشند. به‌خصوص باید با این تصور مقابله کرد که ارزش یک زن یا امکان ازدواج او به انجام چنین عملی وابسته است. هیچ زنی نباید برای پذیرفته‌شدن، سلامت و تمامیت جسمانی خود را قربانی کند. --- قانون به تنهایی کافی نیست قانون‌گذاری برای منع ناقص‌سازی اندام جنسی زنان ضروری است، اما به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. اگر یک خانواده از پیامدهای پزشکی بی‌خبر باشد، اگر دختران به آموزش دسترسی نداشته باشند، اگر قربانیان امکان دریافت حمایت نداشته باشند و اگر جامعه همچنان فرد ختنه‌نشده را طرد کند، ممنوعیت قانونی به تنهایی نمی‌تواند چرخه را بشکند. مبارزه مؤثر نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات است: - آموزش دختران و پسران درباره حقوق و سلامت بدن - آموزش خانواده‌ها - دسترسی به خدمات سلامت و حمایت روانی - حمایت قانونی از کودکان - توانمندسازی زنان - مشارکت رهبران اجتماعی و محلی - مقابله با فشارهای اجتماعی - ایجاد امکان گزارش‌دهی و حمایت از قربانیان - و مهم‌تر از همه، تغییر نگرش عمومی تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که جامعه دیگر از انجام ندادن این عمل نترسد. 

کودکی که باید از او پرسید، نه برای او تصمیم گرفت

 یکی از مهم‌ترین اصول حقوق کودک، به رسمیت شناختن کودک به عنوان یک انسان دارای حق است. کودک فقط کسی نیست که باید از او مراقبت کرد؛ او انسانی با شخصیت، کرامت و حقوق مستقل است. اگر تصمیمی دائمی درباره بدن کودک گرفته می‌شود، باید از خود پرسید: آیا این تصمیم واقعاً به نفع کودک است؟ آیا ضرورت پزشکی دارد؟ آیا کودک از پیامدهای آن آگاه است؟ آیا امکان مخالفت دارد؟ و آیا این تصمیم را می‌توان به زمانی موکول کرد که خود فرد بتواند درباره بدنش تصمیم بگیرد؟ در مورد ناقص‌سازی اندام جنسی زنان، پاسخ این پرسش‌ها اهمیت اساسی دارد. 

 ما درباره یک «موضوع» صحبت نمی‌کنیم؛ درباره انسان‌ها صحبت می‌کنیم گاهی در گزارش‌ها و آمارها، قربانیان به عدد تبدیل می‌شوند. اما پشت هر عدد، یک زندگی وجود دارد. یک دختر. یک خانواده. یک بدن. یک تجربه. یک آینده. و شاید زنی که سال‌ها بعد هنوز تلاش می‌کند معنای اتفاقی را که در کودکی برایش افتاده، بفهمد. به همین دلیل، مبارزه با ختنه دختران نباید صرفاً یک کمپین آماری باشد. این مبارزه درباره کرامت انسان است. درباره این باور ساده که هیچ کودکی نباید برای پذیرفته‌شدن توسط جامعه، مجبور شود بخشی از بدن سالم خود را از دست بدهد. 

 از سکوت به گفت‌وگو سکوت

یکی از عواملی است که به تداوم بسیاری از آسیب‌های اجتماعی کمک می‌کند. وقتی درباره مسئله‌ای صحبت نمی‌کنیم، نسل بعد نیز ممکن است همان مسیر را ادامه دهد. اما گفت‌وگو باید آگاهانه باشد؛ بدون توهین به فرهنگ‌ها، بدون تحقیر جوامع و بدون سرزنش قربانیان. باید بتوانیم درباره این مسئله حرف بزنیم، سؤال کنیم، آموزش بدهیم و از دخترانی حمایت کنیم که حق دارند آینده خود را بدون ترس از آسیب و اجبار بسازند. شکستن سکوت، نخستین قدم است؛ تغییر نگرش، قدم بعدی؛ و حمایت از قربانیان، مسئولیت همه ماست. 

 سخن پایانی

حق بر بدن، حق بر زندگی است ختنه دختران و زنان فقط درباره یک عضو بدن نیست. این مسئله درباره حق انسان برای داشتن بدنی سالم، کرامت انسانی، سلامت روان، امنیت، انتخاب و زندگی بدون خشونت است. هیچ دختری نباید به دلیل جنسیت خود، در موقعیتی قرار بگیرد که دیگران درباره بدنش تصمیمی برگشت‌ناپذیر بگیرند. هیچ مادری نباید مجبور باشد میان سلامت دخترش و پذیرش اجتماعی یکی را انتخاب کند. هیچ خانواده‌ای نباید از طرد شدن به دلیل حفاظت از کودک خود بترسد. و هیچ زنی نباید به خاطر زخمی که در کودکی بر بدنش ایجاد شده، احساس شرم کند. بدن دختران متعلق به خودشان است. کرامت آنها قابل معامله نیست. سلامت آنها سنت قابل قربانی‌کردن نیست. و حقوق بشر زمانی معنا پیدا می‌کند که از حقوق کسانی دفاع کنیم که شاید صدایشان شنیده نشود.

  #کانون #حقوق_بشر #حقوق_زنان #حقوق_کودکان #ختنه_دختران #ناقص_سازی_اندام_جنسی_زنان #FGM #نه_به_ختنه_دختران #حق_بر_بدن #تمامیت_جسمانی #کرامت_انسانی #سلامت_زنان #سلامت_کودکان #برابری_جنسیتی #خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_کودکان #حق_انتخاب #پایان_خشونت_علیه_زنان #صدای_دختران #بدن_من_حق_من