مردم؛ نه تصمیمگیر، نه ذینفع
هیچیک از مردم ایران، اسرائیل یا کشورهای درگیر منطقه، در اتاقهای تصمیمگیری
جنگ حضور ندارند. آنان نه درباره آغاز جنگ رأی دادهاند، نه درباره ادامه آن،
و نه درباره پیامدهایش حق انتخابی دارند. جنگ، محصول ارادهی قدرت است؛ اما
بار آن بر دوش مردمی میافتد که حتی حق پرسش ندارند.
زندگی روزمره در سایهی موشک
برای مردم، جنگ یک تحلیل ژئوپلیتیک نیست؛ جنگ یعنی گرانی، ناامنی، اضطراب،
تعطیلی مدرسهها، فروپاشی روانی کودکان و ترس دائمی از فردایی نامعلوم.
در ایران، این وضعیت با سرکوب داخلی، فقر ساختاری و نبود حداقلهای
حمایت اجتماعی گره خورده و جنگ را به ضربهای مضاعف تبدیل کرده است.
تحلیل حقوق بشری: حق حیات، حق امنیت، حق صدا
بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، انسانها حق حیات، امنیت و مشارکت در
سرنوشت سیاسی خود را دارند. جنگهای تحمیلی، این حقوق را بهطور همزمان
نقض میکنند. مردم نهتنها در معرض مرگ و آسیب قرار میگیرند، بلکه از
حق اعتراض، نقد و مخالفت با جنگ نیز محروم میشوند.
جنگ بهعنوان ابزار خاموشسازی مردم
در بسیاری از نظامهای اقتدارگرا، جنگ کارکردی فراتر از تقابل خارجی دارد.
جنگ، ابزار تعلیق مطالبهگری است. هر صدای معترضی میتواند با برچسب
«همراهی با دشمن» خاموش شود. به این ترتیب، مردم نهفقط قربانی جنگ،
بلکه قربانی سکوتِ تحمیلی نیز هستند.
مردم ایران؛ میان دشمن بیرونی و سرکوب درونی
مردم ایران در وضعیتی دوگانه گرفتارند: از یکسو تهدیدهای خارجی و
درگیریهای منطقهای، و از سوی دیگر سرکوب، زندان، اعدام و نقض گسترده
حقوق بشر در داخل. آنان نه سپر دفاعی نظاماند و نه شریک تصمیمهایش،
اما نخستین قربانیان هر دو جبههاند.
نتیجهگیری: نقش واقعی مردم چیست؟
نقش مردم در این جنگها، آنگونه که قدرت میخواهد، سکوت و تحمل نیست.
نقش مردم، یادآوری این حقیقت است که هیچ جنگی بدون رضایت آنان مشروع
نیست و هیچ قدرتی حق ندارد آینده را به نام امنیت، از انسانها بدزدد.
صلح، تنها زمانی ممکن است که مردم از «هزینه» به «صدا» تبدیل شوند.
#مهساامینی #MahsaAmini #vvmiran @baschariyat
#نقش_مردم #جنگ_خاورمیانه #حق_حیات #نقض_حقوق_بشر #ایران