یارانه؛ حق اجتماعی یا وعده سیاسی؟
فلسفه یارانه در جهان بر «حق» استوار است؛ حق مردم برای برخورداری از حداقل معیشت، امنیت اقتصادی و کرامت انسانی. اما در ایران، یارانه سالهاست میان «شعار سیاسی» و «بقای حداقلی مردم» سرگردان مانده است.
وقتی دولت در لایحه بودجه رقم کلانی را برای یارانه در نظر میگیرد، پرسش اصلی این نیست که عدد چقدر است؛ پرسش این است که آیا این یارانه قدرت واقعی خرید دارد؟ آیا با تورم بیمهار، کاهش ارزش پول ملی و رشد هزینههای زندگی، هنوز نام «یارانه» شایسته این مبلغ است؟
اقتصاد فرسوده، جامعه خسته
جامعهای که کارگرش با حقوق ناچیز زندگی میکند، بازنشستهاش نگران دارو و درمان است، مادر خانواده برای سبد غذایی در اضطراب است و جوانش امیدی به آینده ندارد؛ با یک مبلغ نمادین نمیتواند به امنیت و رفاه برسد.
یارانه حقیقی زمانی معنا دارد که با سیاستهای عادلانه اقتصادی، اشتغال پایدار، نظام حمایتی کارآمد، شفافیت مالی و احترام به حقوق اجتماعی همراه باشد.
پیوند مسئله یارانه با حقوق بشر
حق برخورداری از «زندگی شایسته» در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بینالمللی به رسمیت شناخته شده است.
وقتی ساختار اقتصادی به گونهای است که شهروند برای زنده ماندن وابسته به یارانه ناچیز میشود، این نشانه ضعف ساختاری و نشانه محدود شدن حقوق بنیادین اوست.
یارانه نباید نقش مُسکن بر زخمی عمیق را بازی کند؛ بلکه باید بخشی از یک نظام عادلانهتر باشد که کرامت انسانی را حفظ کند.
نتیجهگیری
بودجه ۱۴۰۵ و رقم یارانه نقدی، تنها یک عدد در جدول نیست؛ آینهای است از وضعیت معیشت مردم، سیاستهای حاکم و نگاه حکومت به حقوق انسانی شهروندان.
اگر قرار است یارانه واقعاً «یار» باشد، باید همراه با اصلاحات واقعی، شفافیت اقتصادی، حمایت از حقوق کارگران، کاهش فساد و احترام به حقوق بشر باشد؛ وگرنه تنها تکرار یک چرخه فرساینده است.
#مهساامینی #vvmiran @baschariyat #MahsaAmini